مصاحبه مرکز فرهنگی دانشجویی امام و انقلاب اسلامی با حجت الاسلام و المسلمین فاضل فردوسی پور (قسمت دوم)
مدیرسایت

امام (ره) يک موجود و حجتي از جانب خدا بودکه همه وابسته اش بودند و به او علاقه داشتند و دارند.و واقعا همه را جذب کرده بود زيرا که خصوصيات حميده و پسنديده و الهي در امام  (ره) وجود داشت و معطوف به خصوصيات خاص يا جذابيت ويژه اي نبود.



طریق جاوید:  جنابعالی چه چیزی راعلت اصلی محبوبیت حضرت امام دربین طلاب جوان ودانشجویان وآحادمردم جامعه می دانید؟

درارتباط با اين سئوال شما من از آيه اي از قرآن کمک مي گيرم. قرآن در يک آيه مي فرمايد: «ان الذين امنوا و عملوالصالحات سيجعل لهم الرحمن ردّا» (سوره ی مريم)

در اين آيه مي فرمايد: خداوند دوستي و ودّ را براي کساني که ايمان و عمل صالح دارند در جامعه قرار مي دهد ،که البته عمل صالح هرچند درظاهر يک کلمه است اما جاي بحث بسيار دارد که ايمان چيست و عمل صالح يعني چه؟‌

اينکه شما مي فرمائيد به چه دليلي جذب امام (ره) مي شدند اين آيه از قرآن پاسخ زيبا به اين سئوال زيبا مي تواند باشد.

قابل ذکر است که در مدت اقامت امام  (ره) در پاريس، در جلسات مصاحبه اي که تشکيل مي دادند يا مراسمات که در نوفل لوشاتو داشتند، هم غيرروحاني وهم غيرخبرنگار وگاهاً افراد مسيحي مذهب هم مي آمدند، از اينها سئوال مي کردند که شما فارسي مي فهميد؟ مي گفتند: نه. مي پرسيدند: هدف شما از آمدن به اينجا چيست؟ مي گفتند؟ در همين صحبتي که خميني(به تعبير آنها) مي کند، در ما نورانيتي ايجاد مي کند.

خوب ببينيد اين حال و هوا در دست من و شما و ديگراني که در آنجا بودند نبود، بلکه آن محبتي که خداند در قلوب و جان انسانها به خاطر ايمان و عمل صالح ايجاد کرده است تأثيرگذار است آنچنان که برای حضرت امام(ره) قرار داده بود به طوريکه محبت او در همه چيز وجود داشت.

خيلي ها از نسل فعلي هستند که امام  (ره) را نديده اند ولي واقعا عاشق امام  (ره) هستند و ايشان علاوه بر ايمان و عمل صالحشان در نجف باوجود افراد عالم و فرهيخته بسيار، ايشان درهمه جوانب به لطف الهي کامل بود.

ازلحاظ علمي به گفته ی يکي از آقايان که تعبيرش اين بود که : در درس خارج من فکر می کردم غني از درس خارج شده ام، باحضور در درس حضرت امام  (ره) فهميدم که من خيلي فقيرم و هنوز احتياج دارم.

گاهی روي مسائل ظاهري که حتی ما ديده ايم هم نمی توانیم بحث کنيم زيرا که امام (ره) يک موجودو حجتي از جانب خدا بودکه همه وابسته اش بودند و به او علاقه داشتند و دارند.و واقعا همه را جذب کرده بود زيرا که خصوصيات حميده و پسنديده و الهي در امام (ره) وجود داشت و معطوف به خصوصيات خاص يا جذابيت ويژه اي نبود.

طریق جاوید: آيا بعد از 20 سال از ارتحال حضرت امام(ره) در ترويج آراء و انديشه هاي امام  (ره) و سيطره ايشان موفق عمل کرده‌ايم؟

نخير. من اين ادعا را نمي توانم بکنم. ولي بايد بدانيم که حرکت ایشان حرکت ساده اي نبود و درمقابل اين حرکت حرکت هاي پيچيده بسياري هم صورت گرفته که قوي و جدي بوده که خواسته انداين قسمت از تاريخ مارا کور کنند. و هنوز هم ادامه دارد ،بالاخره آن موقع هم انجام مي دادند و الان هم انجام مي دهند تا حرکت امام (ره)، سيره ی امام  (ره) و آنچه که انتظار امام  (ره) از حکومت اسلامي است را مانع شوند.

آنچنان که امام (ره) مي گفت :"اگر اسلام حاکم باشد آيا باز هم فقر بر جامعه حاکم خواهد بود؟" تعبير مي کردند که" مردم بچه هاي خودشان را از بدبختي و بيچارگي بفروشند ؟"آنچنان که در دوره قبل از انقلاب اين امر بسيار شايع بود. و بسياري مسائل ديگر که از روي فقر و فلاکت حتي در جنوب کشور حاکم بود، امام  (ره) مي فرمودند: "اگر اسلام حاکم باشد آيا بازهم اينگونه خواهد بود؟!"

و يا مي فرمودند:" وقتي خلخال از پاي زن يهودي درمي آورند علي(ع) اشک مي ريزد و مي فرمايد اگر انسان بميرد سزاوار است. و آيا اگر اسلام بيايد اين تحول را مي خواهد"  وفلان چيز را مي گويد و بسياري سخنان ديگر از حضرت امام(ره).

اما متأسفانه آنگونه که بايد و شايد نتوانسته ايم سيره حضرت امام (ره) را پياده کنيم. و به نحو شايسته به آن عمل کنيم. اما اميدواريم که خداوند به هرجهت به ما کمک کند.

طریق جاوید- از نظر شما با چه راهکارهايي مي توانيم انديشه هاي علمي، فرهنگي، سياسي و ... امام(ره) را به دانشگاهها وارد کنيم و از مرحله دانش به روش و راه مبدل سازيم؟

دانشگاه از همه اقشار جامعه مي تواند به افکار و انديشه هاي امام (ره) نزديکتر باشد. و جاي کار بسياري هم دارد ولي آنگونه که مي بينيم هنوز آنطور که بايد و شايد انديشه و افکار امام  (ره) در دانشگاه راه نمي یابد. و اين امري فردي نيست که توسط افرادي قابل انجام باشد، به طوريکه انديشه امام (ره) بايد حاکم بر تمام جريانها باشد تا بتوانيم اين انديشه را در دانشگاهها نفوذ دهيم.

من معتقدم که امام (ره) در دانشگاه آنگونه که بايد شناخته نشده اند و دانشجويان نيز بايد خودشان در راه شناخت اين سيره و روش، و گفته هاي امام (ره) بيانديشند و به همين دليل هم مي بينيم که برخي انحرافات در بين دانشجويان مابه دانشگاهها کشيده مي شود. همه اينها ريشه در شناخت نادرست از امام (ره) است و برخي تصور دارند که هر آنچه الان حاکم است همان چيزي است که امام  (ره) گفته و خواسته و درپي آن بوده است ، که اين طور نيست زیرا امام (ره) نظرات خاصي داشت و آينده نگري او عجيب بود و دلسوزي او براي اسلام و انقلاب و مردم فوق آن چيزي بود که ما فکر مي کرديم و يا آن چيزي که در دانشگاهها ما مي بينيم. البته جای کار بسيار و زحمت هم به طور قطع دارد.

طریق جاوید: به عنوان يک روحاني مبارز، تاچه اندازه تعامل روحانيت حوزه هاي ما و دانشجويان دانشگاهها را در به ثمرنشاندن انقلاب مؤثر مي‌دانيد؟

کارهاي بسياري مي شود و من نسبت به خودم مي گويم و کاري هم به ديگران ندارم، بنده تا خودم را خالص نکنم و خدمتگذار صادقي بر مبناي آنچه که امام (ره) گفته (که آن هم اسلام و قرآن و فرموده هاي اهل بيت بوده است.)وتا براي خدا کار نکنم و خودم را به طور واقعي براي مردم وقف نکنم، نمي توانم امام (ره) شناس باشم و او را به جامعه بشناسانم. چون امام (ره)خودش همين گونه بود و بارها مي فرمود که ؛"علم به تنهايي به درد نمي خورد. علم بدون تهذيب مصیبت و گمراهي است و شما بالاخره بايد سعي کنيد مهذب و تزکيه کنيد."

البته استادم (حاج شيخ مرتضي قزويني) قبل از حضرت امام (ره) هم در اين رابطه برای ما اصل و متن اصلي کار ما را تهذيب قرار داده بودند. جامعه ما آنگونه که بايد مزکي نيست و نتوانسته است خود را به خوبي تزکيه کند.

در همان ابتداي مبارزات هم بسياري از افراد بودند که در طي مبارزات به زندان مي افتادند و پس از آزادي دچار مشکلات و سختي هايي مي شدند و انتظار داشتند چون زندان رفته اند امام (ره) در خدمت آنها باشد و مشکلاتشان  برطرف شود.

در اين رابطه امام (ره) مي فرمودند: اگر انتظار داريد برويد زندان و بخواهيد از جهات مادي و ... با مشکل روبه رو نشويد، بهتر است مبارزه نکنيد، مبارزه ی شما بايد براي رضاي خدا باشد و انتظار شهادت، فقر و بدبختي خودتان و مشکلات همسر و فرزندانتان را داشته باشيد. و همه چيز را براي خدا به جان بخريد و وظيفه تان را تشخيص بدهيد و بعد برويد مبارزه کنيد و در صحنه باشيد بدون هيچ انتظاري ....

حال اگر ما با اين ايده و اين روش وارد دانشگاه شويم مي توانيم امام(ره) را به خوبي معرفي کنيم و مي توانيم بگوييم که امام (ره) با آن عظمت و شخصيت چه کسي بوده است.

طریق جاوید: از نظر شما دانشجوي عصر حاضر و دوستدار آرمانهاي حضرت امام(ره) چگونه مي‌تواند رسالت خود را درقبال نظام به خوبي ايفا کند؟

تهذيب مهمترين مسائل درباره انسان آن هم فردي است که شيعه و محب اهل بيت است، مذهب و اساس کار ما در ابتدا براساس فطرت ماست. شيطان در ما خيلي بيشتر از ديگران، درگيري دارد ، به قول يکي از دوستان؛ گاه اروپائياني که مسلمان هم نيستند کمتر خيانت مي کنند يا کمتر دروغ مي گويند،ولي ما و در بين مسلمانان دروغ و بسياري مسائل هست.

به اين خاطر است که آنها در اصول منحرف اند و شيطان به آنها کاري ندارد  واز اصل مشکل دارند ولي درباره مسلمانان چون در اصل ايمان دارند بيشتر مورد وسوسه اند. و زمينه انحرافات براي ما بيشتر است. اما هيچ گاه نبايد مأيوس شويم و احتمال گناه براي ما هم هست اما بايد به خدا و الطاف و گذشت او و اهل بيت ايمان داشته باشيم.

و خودسازي را از خودمان شروع کنيم و راجع به خودم در ابتدا سعيم بر اين است که هر حرفي که مي زنم خودم عمل کنم يعني بي خودي شعار ندهم که صرف حرف نباشد و عمل هم داشته باشم.

در ارتباط با حضرت امام (ره) ،عشق و محبت به ايشان تا آنجاست که در روح و قلب و وجودم ايشان را دعا و ياد مي کنم و لحظه اي نيست که از ايشان وتذکرات ايشان و يا دعا براي ايشان غافل شوم. به قدري به ايشان علاقه دارم که سعي مي کنم خودم را با اخلاقيات و حرکات و تذکرات ایشان وفق دهم و به سمت آن سوق دهم و ابتدا خودم را اصلاح کنم ،که اگر کسي خودش را اصلاح و تهذيب نکند نمي تواند جامعه را تهذيب کند و نمي تواند نفوذ کند، بسياري از مديران و مسئولان ما اينگونه اند که خودشان را نساخته اند از اين جهت است که در بسياري از ادارات و وزارتخانه ها یمان مشکلات داريم. چرا؟

چون دم از امام (ره) مي زنيم اما نمي دانيم امام يعني چه؟! خوب بالاخره تعريفي از امام  (ره) مي کنيم و تاحدودي سعي مي کنيم تا خودمان را به او وفق دهيم که اين طور نيست و فايده اي ندارد.

ما درجاهاي مختلف و درارتباط با مسائل مختلف متوجه توجه امام  (ره) به مسائل مختلف بوديم. بارها بسيار فکر کرده ام که آيا به حدي رسيده ام که غيرخدا،‌ درکارها متوجه غير او نباشم ؟! مي بينم که بنده هم هنوز نياز دارم تا به طور کامل تهذيب شوم.

به ياد دارم زماني صحبت حضرت درباره ولايت فقيه بود و در ساعات قبل از درس ايشان بود که يک ساعتي طلبه ها را نصيحت مي کردند، که ايشان اين مطلب را در مدرسه فيضيه درجريان کاپيتولاسيون هم عنوان کرده اند که هروقت آن نوار را گوش مي دادم اشکم جاري مي شد. و در نجف هم خودم از دو لبش شنيدم) که مي گفت:" وقتي همه افراد مسلح بودند و من هيچ چيزي نداشتم، نترسيدم و آنها مي لرزيدند و من آنها را دلداري مي دادم و فرمودند و ا... من نترسيدم و آنها را دلداري مي دادم" و در جاي ديگري زماني که مي خواستند در ماجراي 15 خرداد ايشان را از قم به تهران ببردند ايشان نماز را نخوانده بودند. اينجا مي فرمايند: "من دو رکعت نماز پشت به قبله و با تيمم خواندم که اگر در تمام عمرم خدا همان 2 رکعت نماز را از من بپذيرد براي من کافي است."

امام (ره) با اين شرايط و با اين خصوصيات،ايمان و اسلام را به خوبي براي ما معرفي می کند که هرکسي بخواهد مي تواند خود را با آن وفق دهد. در بسياري کارها به عمل امام (ره) دقت مي کردم. مدت زماني امام (ره) در مسجد آيه الله بروجردي نماز جماعت اقامه مي کردند. در اواخر تبعيد و اقامت در نجف هم نماز شب را در خانه برپا مي کردند. امام (ره) يک شب که آماده نماز مي شدند براي وضو رفتند و من سعي کردم تا در وضوي امام دقت کنم. من حتي از وضوي امام خيلي درسها آموختم.

ببينيد امام تا کجاها دقت مي کردند من بارها دقت کردم تا مثل ايشان وضو بگيرم که نتوانستم. زيرا که اسراف در اسلام حرام است که در قرآن داريم ان ا... لايحب المسرفين. امام آنقدر متوجه بود و مراقب نفس خودش بود که از دوستان خدا باشد نه از دشمنان خدا. ايشان طوري وضو مي گرفت که با هربار پرشدن مشت، شير را مي بست و طبق فتواي خود و بر همين اساس در رساله بيشتر از دو مشت را جايز نمي داند تا آب بر صورت بريزد و دوباره بادست راست که مستحب است آب را در دست راست بريزيد) شير را مي بست و از دست راست به دست چپ منتقل مي کرد و بعد با چپ به راست مي ريخت ايشان تا اين حددرباره ی اسراف دقت مي کرد و مراقب نکات ظريف اسلامي بود. و اما من تنها تلاشي که توانستم انجام دهم اين بود که آب شير را در هر بار ببندم.

يا در مرز کويت به ياد دارم که در هنگام نماز در مسجدي قبل از وضوي امام (ره) عباي ايشان را گرفتم و به هنگام وضوي ايشان، به احترام شير آب را براي ايشان باز کردم و در همان حين پرسيدم:‌اينجا مي خواهيد نماز بخوانيم يا درمرز نماز مي خوانيم؟ امام (ره) فرمودند: "اول شير آب را ببندید، ...."که اگر غیر از ما که امام (ره) را مي شناختيم کسي ديگري بود حتما تعجب می کرد که امام (ره) جواب سئوال را نداد و فرمود: اول شير آب را ببنديد،‌ و بعد فرمود: وقت هست و در مرز نماز مي خوانيم.

منظور بنده اين است که امام (ره) متوجه ظرافت ها یی بود که هر کسي که درنظردارد خود را با سيره  امام (ره) هماهنگ کند باید مدنظرداشته باشد.

ايشان آنقدرمراقب بود که همه مسائل براي خدا باشدتا انجا که در تأليف تحريرالوسيله که کتاب بسيار مهمي است ، در مقدمه نوشته بودند زعيم الحوزات العلميه. .. امام (ره) تا اين عنوان را ديدند ناراحت شدند و فرمودند: چه کسي گفته اين عنوان را براي من بنويسيد. اگر اين عنوان را از کتاب برنداريد دستور مي دهم تمام نسخه هاي کتاب را در شط بريزيد.

 ايشان اين مسائل فقهي را در ايام ترکيه نوشتند و در نجف تکميل کردند و يکي از دوستان ما مسئوليت چاپ اين کتاب را به عهده گرفتند.

شما ببينيد اگر ما بتوانيم خودمان را چه روحاني و چه دانشجو اينگونه بسازيم آن وقت مي توانيم ادعا کنيم که مي توانيم انديشه ها و سيره امام (ره) را در جامعه پياده کنيم.

يا در مجالسي که علماء‌ فوت مي کردند و مراسم فاتحه مي گرفتند ايشان مقيد بودند که ابتدا مراجع مراسم مي گرفتند و بعد علماء و فضلاء و ايشان در پايان همه مراسم فاتحه مي گرفت و هيچ گاه در راستاي فضلاء و مراجع نمي گرفتند و در نشستن جاي خود در مراسم، مقيد نبود که کجاي مجلس بنشينند....

یا مرسوم بود که از بلندگوي حرم حضرت امير(ع) اعلام مي شد که مراسم فاتحه هر دفعه از چه کسي برگزار مي شود. ايشان دستور داده بود که مبادا عنواني براي من اعلام کنيد و بگوئيد مراسم فاتحه از طرف سيدخميني است .

مسئول مربوطه که اين عنوان را براي امام (ره) گفته بود، نزديک بود تاازسوي علاقه‌مندان امام  (ره) به سبب بي احترامي و توهيني که کرده بود مورد ضرب قرار گيرد. که او گفته بود خود ايشان دستور داده بود.

حضرت امام (ره) معتقدند که تا خودمان را تهذيب کرده ايد به بازار کار و عمل نيايد و در مسئوليت ها وارد نشويد.

طریق جاوید: چه پيشنهاداتي براي بهبود وارتقاء فعاليت‌ها در حوزه حضرت امام(ره) در مراکزي چون مرکز امام و انقلاب اسلامی داريد؟

بنده معتقدم که بايد سيره و اخلاق امام (ره) در جامعه و دانشگاهها پياده شود. آنچنان که باتمام علاقه به امام (ره) و به دستور ايشان به مناسبتي 7 سال امام جمعه نوشهر مازندران و در آخرين حکم ايشان 12 سال امام جمعه بوشهر بودم که در هردو جا حوزه هاي علميه ای را تشکيل دادم آن هم درنوشهرجايي که پايتخت دوم شاه شده بود وبه دلیل فضاهای تفریحی مکان مناسبی برای انورسادات و شاه سطان حسين اردني براي تفريح بود. ولی باوجود فضاي فاسدي که حاکم در نوشهر شده بود به فضل الهي مدرسه اي در همانجا ساختيم که عده اي از طلبه ها را تربيت کرديم که اینک از مهمترين نيروهاي انقلاب هستند.

اينها يعني تهذيب؛ که من ازهمان ابتدا  شروع کردم و بحمداله رضايت دارم تاانجا که خودم از فعاليت هاي آنها در حوزه و دانشگاه لذت مي برم.

و من معتقدم که اگر مي خواهيم در مسير امام (ره) حرکت کنيم ابتدا بايد خودمان را بسازيم و در تهذيب وارد شويم و بعد در جهاد علمي و خدمت به خلق و اسلام وارد شويم.

 

 

 

آدرس: http://tarigh.ir/fa/552/مصاحبه_مرکز_فرهنگی_دانشجویی_امام_و_انقلاب_اسلامی_با_حجت_الاسلام_و_المسلمین_فاضل_فردوسی_پور_(قسمت_دوم)