| مصاحبه مرکز فرهنگی دانشجویی امام و انقلاب اسلامی با حجت الاسلام والمسلمین سیدهادی موسوی(قسمت دوم) |
| مدیرسایت |
متن مصاحبه را در قسمت ادامه مطالب می توانید مطالعه فرمائید طریق جاوید: از نظر جنابعالی مهمترین مؤلفههای شخصیت حضرت امام (ره) چه خصوصیاتی است؟ ....بعد دیگری که امام (ره) داشت اینکه در
مدتی که امام در نجف و در کربلا و زیارت عتبات بود توانست از نظر معنویت و ارتباط
با اهل بیت یک بهره کافی و کامل ببرد البته زمینه را از قبل داشتند مثلاً یکی از
کارهای امام این بود که برخلاف آقایان نجف و خیلی از مراجع همه می دانند یعنی
آنهایی که نجف بودند که ایشان هر شب مقید بود به تشرف به حرم و این کار را هیچ
کدام از مراجع نمی کردند، مثلاً ما واقعاً نمی دیدیم که مثلاً مراجع مثل ایت ا...
حکیم، آیت ا... شاهرودی، آیت ا... خویی، آیت ا... صدر که مثلاً حضور در حرم پیدا
کنند به این شکل بود که می آمدند اینها بالاخره شاگردهای امیر المومنین بودند،
شیعیان ایشان بودند ولی اینکه وقت بگذارند و مقید باشند بیابند اینگونه نبود ولی
امام به قدری اهمیت به این مسئله داد که نه تنها برای طلاب و فضلا بلکه برای مراجع
یک کلاسی شد اینها احساس می کردند که این کار را باید کرد که من یادم است این
اواخر اقامت ما بود سال 56 بود. من دیدم که یک شب آیت ا... خویی را با یک زحمت
زیادی آوردند حرم، چون ایشان خیلی سنگین بود و چاق بود، دیگر قدرت راه رفتن نداشت
که واقعاً زیربغلش را گرفته بودند و داشتند می آوردنش من از روبرو که دیدم خدا می
داند که احساس کردم ایشان حتی پایش هم به زمین نمیرسد یعنی دارند ایشان را می
کشانند که خوب دیگر چارهای هم نداشتند مرحوم آیت ا... شاهرودی، آیت ا... حکیم که
به رحمت خدا رفتند، مخصوصا این سال های آخر یک جریانی هم اتفاق افتاد که حالا
اینها لطف امیرالمومنین بود و الا دشمن همه کارهایش را بر اساس دشمنی انجام می دهد
اینطور نیست که بخواهد یک جایی را شل بکند ما در همان سال 56 که جیمی
کارتر آمده بود ایران ما اخبار را دنبال می کردیم که سیاسی ها می گفتندکه جیموکراسی
راه انداختند، یعنی آمده از شاه خواسته یک فضای سیاسی را به وجود بیاورد همراه با فضای
باز و آزادی و یک مقداری آزادی هایی که مثلاً به زندانی های سیاسی داد کار عمیق تر
و پیچیدهتر کنند نه اینها فایده ای نداشت "و مکرو و مکر ا... و ا.. خیر
الماکرین" امام در این زیارت هایی که می آمد، دو تا خطر را پشت سر گذاشتیم که
خیلی هم جدی بود، یک خطر این بود که وقتی که ایرانی ها بنا شد به صورت کاروان به
زیارت عتبات بیایند در نجف اصلاً کاروان وسیله ای شد که مردم حاج آقا روح ا... را
زیارت بکنند و بیایند بیان به سراغ امام، اتفاقا برنامه غذا را طوری ترتیب داده
بودند که درست همان وقت تشرف امام به حرم بود و اکثراً دست از غذا می کشیدند و می
رفتند بعد یک نانی پیدا می کردند و می خوردند برای اینکه بیان امام را ببینند و
بعد هم ساواک خیلی فشار آورده بود که شما حق ندارید بروید برنامه را بهم بزنید، اما
نمی توانستند جلوگیری کنند. خوب این آمدن مردم به زیارت امام شور و هیجانی در اطراف
حرم مطهر امام امیرالمومنین ایجاد کرد که حتی این دکان دارهای، کسبه، تجار، مردم
عادی، عرب ها یک عنایتی به این مسئله پیدا کردند که این چیه؟ چه خبره؟ برای آنکه
امام را نمی شناختند. خوب اونجا ما خیلی تحت تهدید بودیم که گفتند بایستی یک تعدادی
بروند دوره ببینند که بتواند از جان امام حفاظت کند برای اینکه ما به حزب بعث
اعتماد نداریم با اینکه آن وقت ها حزب بعث خیلی داغ کرده بود علیه رژیم شاه، همدیگر
را به باد فحش گرفته بودند و دو تا مامور مرتب همراه امام می آمدند که خیلی بی
ادبانه هم می آمدند خیلی از خودشان مغرور بودند و اینها در صحن مطهر امیرالمومنین
هم دفتر داشتند. به هر حال می گفتند ما حفاظت جان امام را داریم ولی ما اعتماد
نداشتیم خدا رحمت کند شهید محمد منتظری آمد و گفت باید یک تعدادی دوره فشرده چریکی طریق جاوید: با خصوصیاتی که فرمودید: بفرمائید ما تا چه اندازه بعد از گذشت 20 سال در ترویج اندیشه های امام (ره) موفق عمل کرده ایم و یا چه ضعفهایی داشتهایم؟ سوال بسیار جالبی است؛ من به عنوان یک طلبه ای که کنار امام بودم و تجربه ای که دارم معتقدم که جا دارد که بزرگان ما که کوله باری از تجربه هستند مثل خود مقام معظم رهبری، آیت ا... هاشمی رفسنجانی اینها جواب این سوال را بدهند که ما ببینیم واقعاً امام آن تفکری که داشت آن آمال و آرزوهای امام تا چه حد امروز موفق است جامه عمل پوشیده است. اگر نپوشیده علل و عوامل ناکامی ها چیست؟ ما متأسفانه فکر می کنیم که همین دم از امام بزنیم خیال می کنیم که پیرو امام هستیم راه امام را داریم طی می کنیم نه این نیست و عرض کردم یکی از آرزوها و آرمان های بلند امام آن تفکر فرهنگی امام است. امام می خواست در جامعه بی سوادی را ریشه کن بکند. بی سوادی به این معنا نیست که سواد خواندن و نوشتن داشته باشی. بی سوادی به این معنا است که رشد سیاسی داشته باشند. دیگر مثل دوران رضا خانی و محمد رضا نباشد که مردم را سرگرم بکنند به یکسری مسائل پیش پا افتاده، سطحی و آنها را از مسائل عمیق دور نگه دارند. این یکی از آرمان های امام بود. دیگر آقایان خودشان، علما و آنهایی که نظام جامعه امروز را بعد از امام دارند اداره می کنند. می بییند امام می خواست چه کار بکند؟ امامی که در بهشت زهرا حتی از نظر معیشتی وعده میدهد. همین چند روز پیش با رانندهای از بچههای قم برخورد کردک که میگفت: که من خودم شنیدم تو تلویزیون شبی که امام در بهشت زهرا سخنرانی کردند، خوب همه ملت ایران آن را شنیدند امام فرمود که ما آب و برق را مجانی می کنیم ما خانه می سازیم ما زمین می دهیم که حتی سال 59-58 من در قم دوستانی داشتم که زمین داشتند خانه داشتند التماس می کردم که به کسی واگذار کنند قبول نمی کردند، خوب چی شد واقعاً ما نتوانستیم، حتی از نظر کشاورزی امام واقعاً ایده های بلندی داشت شما می دانید که واقعا این جهاد کشاورزی که در سال 58 بسیج کرد وقتی دید که منافقین دارند شگرد شیطنت آمیزی به کار می برند حرکتی را که امام ایجاد کرد و دانشجو کلاس درس و دانشگاه و کرسی استاد را رها بکند و برود به مزرعه و گندم درو بکند و محصول را بردارد. بعد می فرمود ما اگر کشاورزی مان سازماندهی بشود کشاورزی دشت مغان ما یک کشور 70 میلیونی را اداره می کند عین عبارت امام است. و ما دشت هایی داریم دشت قزوین داریم، دشت گلستان داریم در شمال، جنوب، غرب، شرق در استان زرخیز خراسان رضوی، جنوبی، شمالی ثروت الا ماشاءا... الان می بینیم که اگر کشاورزی مدیریت بشود و سرمایهگذاری طبیعی است که ما می توانیم حرف اول را در دنیا بزنیم. مهم فرهنگ جامعه ما است. ما در فرهنگ جامعه خودمان علی الرغم اینکه این همه علاقه و محبتی که به امام نشان دادیم قدمی واقعا برنداشتیم و باید اعتراف کنیم. حالا عوامل آن و علل ناکامی باید بزرگان بنشینند و بررسی کنند. طریق جاوید: جنابعالی چه راهکارهایی را پیشنهاد می کنید و چه بسترهایی مفید تحقق این امور می دانید؟ والا در دهه اول بعد از ارتحال امام (ره) بستر خوبی بود خیلی بستر فراهم بود الان این بسترها خیلی کمرنگ شده است و من راهکاری را نمی بینم که موفقیت آمیز باشد آن هم به طور 100 درصد، مگر اینکه دو، سه تا مساله را همه دست اندرکاران نظام از بالا تا پایین، مخصوصا صدا و سیما، حوزههای علیمه این اختیارات را داشته باشند، حالا هر چند مسائل سیاسی اینها را خیلی کمرنگ کرده این اختیارات را داشته باشند تا بتوانند سطح فکر جامعه را بالا ببرند افکار امام را درقالب یک منشور و در 20-50 مورد از اینها را گلچین بکنند و بگویند که مثلاً در عرصه سیاست، در عرصه اقتصاد، در عرصه فرهنگ در عرصه آزادی آخر ما الان همه اینها را تفسیر و تایید می کنیم بر اساس آن چه که خودمان می خواهیم نه براساس آن چیزی که امام و اسلام می خواهد که امام غیر از اسلام چیزی نمی گفت که براساس اسلام ما اینها را بررسی نمی کنیم من یک وقتی به این سردمداران روزنامه رسمی ما می نوشتم و گفتم شما این همه که از علی بن ابی طالب واقعاً دم میزنید می توانید ادعا بکنید که ما ادعای علی بن ابی طالب را در می آوریم و می خواهیم جای قدم مان را جای قدم علی بن ابی طالب را بگذاریم. نسبت دادن جزء اینکه بدبختی جامعه را بگوید و ملت های دیگر می بینند که خدای نکرده در نظام ما دروغ و دوز و کلک و بحث های سیاسی غلط و منحرف پیش می آید همین می شود که می گویند علی بن ابی طالب این بوده است اینکه نمی شود. خیلی اوضاع پیچیده شده ما کار فرهنگی را که الان می خواهیم انجام بدهیم و رشد فرهنگی که کنیم و به این سادگی نیست اما دهه اول رحلت امام (ره) هم خیلی بسترها آماده بود و خیلی می شد کار کرد، متأسفانه مقداری سید قهقرائی طی کرد. طریق جاوید: حضرت امام (ره) در جهت وحدت حوزه و دانشگاه چه رهنمودهایی میفرمودند؟ الان ما خیلی فاصله گرفتیم و خیلی کمرنگ شده اینها در حالی است که امام نهضت را شروع کرد و من به عنوان مقدمه این را بگویم که عجیب است. خوب ما در نجف به عنوان روحانی و طلاب حوزه علمیه نجف می خواستیم مثلا با مارکسیس ها همسنگری داشته باشیم. مارکسیس ها، ستاره سرخ ها جبهه ملی، حزب توده و اقشار مختلفی که آنهایی راکه درآن زمان در بغداد دفتر داشتند و فعالیت جدی داشتند ما اتفاقا کارمان منحصر بود به حرف هایی که امام می زد والا آنها دفتری داشتند خوب حزب توده در پیروزی انقلاب مدعی بود که 70 سال سابقه مبارزاتی دارد به هر حال کسانی بودند که در مسائل سیاسی آدم های پخته ای هم داشتند به هر حال ما می گفتیم که یک شبحه ای هست که مسلمان نیستند و نجس اند. اون هم در نجف که باور کنید تا همین الان هم بعضی از نجفی هایی که وجود دارند و هستند مورد تعریض و ملامت قرار می دهند و می گویند شماها کسانی هستید که با این ها رفت و آمد داشتید به خانه هایتان می آمدند شماها با اینها همکاری می کردید. ببینید این را من چرا گفتم! برای اینکه امام این مرزها را برداشت وقتی که امام آمد یک طلبه را کنار یک مارکسیس قرار بدهد، یک حزب توده را کنار روحانی قرار بدهد طبیعی است که درباره روحانی و دانشگاه چه تفکری دارد امام معتقد به این فاصله نبود که روحانی و دانشجو- دانشجو و روحانی این حرف ها نبود این دوتا را یکی میدید. خدا رحمت کند مرحوم شهید عراقی را. در واقع حلقه وصل دانشگاههای تهران با امام (ره)، بازاری ها را با امام خوب تلفیق داد.ایشان آمد خدمت امام (ره) دید که امام در یک اوجی قرار دارد که اصلا نمی شود گفت که این یک بازاری است. این دانشجو است این طلبه است. در یک کلمه امام می گفت مسلمان. من یک خاطره ای را جا دارد در اینجا بگویم یک بار امام این اشاره را کرد علی الرغم اینکه محمدرضای بی عقل و بی شعور می گفت که حاج آقا روح ا... وابسته به عبدالناصر است و از پول می گیره و می آید کشورتان آشوب کند. من یادم نمی رود یک بار امام فرمود: که عبدالناصر اشتباه بزرگش این بود که می گفت که ملت عرب، دنیای عرب. من به توسط ملت عرب این می کنم، من به توسط دنیای عرب آن می کنم برای همین هم شکست خورد این عین عبارتش است. تقریباً در حالی که اگر می گفت اسلام و دنیای اسلام و ملت اسلام این شکست را مواجه نمی شد امام می گفت همه را در بوته اسلام جمع بکنیم و در ایران هم که امد به عنوان ایرانی فکر می کرد نمی گفت این حالا بهائی است این تفکر امام نبود و می گفت هر کس وابسته به استعمار باشه باید حساب اینها را جدا کرد. هر که میخواهد باشد، ممکن است یک شیعه باشد. او حسابش جداست، به صهیونیست ها به آمریکا به انگلیس اینهایی که نوکر می کنند برای اینها ولی نه به واسطه مسیحی یا یهودی بودن. شما می بینید که یکبار نشد که در رابطه با اقلیت های مذهبی یک حرکتی انجام شود و امام (ره) عکسالعملی نشان ندهد. خوب اینها همش دلیل و برهان قاطعی است برای ما که دانشجو و روحانی امام اصلاً یک عینک داشت به یک چشم نگاه می کرد اینها را اصلا دو تا نمی دید و واقعاً اینها را مثل پنجه وارد هم می کرد. که دانشجو کنار روحانی- روحانی کنار دانشجو به عنوان اینکه این عرصه فرهنگ را بالا ببریم برای اینکه این میدان را حفظ بکنیم و لذا من معتقدم که در این تفکر کمرنگ شد و الان خیلی دشوار است ولی باز هم هیچ وقت نباید مأیوس شد. چون امام هم این باز از رهنمودهای امام (ره) است که می فرمود: از سپاهیان ابلیس، یاس و ناامیدی است یعنی اگر بخواهد مایوس بشود یعنی ولو اینکه بخواد از چه راهی وارد بشود و شروع بکند. ما باید این امتیازها و این فاصله ها را بگذاریم کنار و بباورانیم که دانشجو همان روحانی است- روحانی همان دانشجو است منتها مسیر حرکتش جداست حالا من یک مثالی میزنم می گویند خداوند انسان را آفرید سید قطب در تفسیر این آیه شریفه سوره نساء این نکته را دارد می گوید در ابتدای خلقت، انسان زن و مرد نداشت و خدا این درخت انسانیت را دو گروه کرد نیمی به نام مرد و نیمی به نام زن که این در کنار هم مکمل هم بودند همدیگر را تکمیل می کنند شکی نیست که یک آداب و خصوصیاتی در درون زن است و یک آداب و خصوصیاتی در درون مرد است. نمی شود گفت که مرد مثل زن است و برعکس. شاید این مثال خیلی مثال واضحی نباشد اما در حقیقت واحد اگر بخواهیم حساب کنیم دانشجو و روحانی عین هم هستند از یک پیکر هستند یک استوانه هستند یک درخت دانش هستند منتهی نیمی به نام دانشجو و نیمی به نام روحانیت. اینا در کنار هم تضادی ندارند، اختلافی ندارند. شاید دانشجویی باشد که نمازش را نخواند یا حتی دیرتر بخواند و یا دانشجویی اصلا نخواند. اما اینکه او سنگر دارد فرهنگی است و رسالتش این است را نباید فراموش کند روحانی هم همینطور حالا ممکن است در عرصه روحانیت هم خیلی هم نماز شب خوان باشد، مثلاً تمام سال را روزه باشد این نیست که سنگر فرهنگ را بخواهد ترک بکند. ما اگر این تفکر را داشته باشیم که امام به این فکر می کرد امام واقعاً در عرصه فرهنگ فرصت می خواست و یک رنسانسی می خواست انجام بدهد که متاسفانه توفیق پیدا نکرد در این مرحله. چون مشکل و گرفتاری زیاد بود و دشمن هم مشکل تراشی می کرد برای اینکه امام را از آرزوها و آرمان هایش دور نگه دارد و موفق نباشد ولی دیگر عرصه باز است و میدان فراهم است و می توانند واقعا همت کنندو آن کارشکنی ها و آن اخلال گری ها و اون دشمن تراشیها را به اصطلاح رخنه می کرد در درون ما الان نیستند. ما 120 تا گروهک در آن نظام دیدیم همه دارای دفتری بودند و از این طریق اعلام حضور کردند اینها همه اکثرا جزء عوامل لاینفک دشمنان خارجی بودند برای اینکه نظام را از بین ببرند. اینها الان نیستند الان هم که دیگر عرصه باز است و بستر فراهم است باید این کارها را کرد من معتقدم شیعه بتواند تفکر را که امام داشت بیاید و جفت کنار دانشجو قرار بگیرد بیاید کنار روحانی قرار بگیرد همه این مشکلات حل میشود. و اصلا ما تا این مشکل را حل نکنیم به مشکلات دیگر نمی توانیم بپردازیم متاسفانه الان یک دست هایی در کار است که این ارتباط را کمرنگتر کنند این ارتباط را، فاصله بیاندازند و این فاصله را بیشتر کنند. صحبت هایی را من شنیدم و گوش دادم خدا میداند که خیلی متاثر شدم و دردآور بود خوب مسائل داره یک جایی دیگری می رود. انشاءا... که اون هایی که این نقشه ها را دارند آنها را موفق نکند و خدا انشاء ا... ما را بیدار کند در این عرصه واقعاً کاری بکنیم و گامی برداریم. والسلام علیکم.
|
| آدرس: http://tarigh.ir/fa/432/مصاحبه_مرکز_فرهنگی_دانشجویی_امام_و_انقلاب_اسلامی_با_حجت_الاسلام_والمسلمین_سیدهادی_موسوی(قسمت_دوم) |