| مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین محتشمي پور-قسمت اول |
| مدیرسایت |
مصاحبه مرکز فرهنگی دانشجویی امام (ره) و انقلاب اسلامی با حجت الاسلام والمسلمین محتشمي پور: دبير حمايت از انتفاضه فلسطين طريق جاويد: براي دانشجويان پيشينهاي از ورود خود به جرگه ياران حضرت امام(ره) بفرمائيد؟ از سال 1341 که آغاز مبارزات حضرت امام(ره) در ارتباط با موضوع تصويب لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي توسط دولت اسداله عَلَم بود اين مبارزات شکل عمومي و مردمي به خود گرفت و مردم هم در حمايت از اعتراض علماء و مراجع، به خصوص امام خميني(ره) وارد صحنه شدند و در آن هنگام من طلبه بودم و در تهران تحصيل مي کردم و طبيعتاَ وارد اين عرصه و نهضت اسلامي شدم و يکي دو بار به قم رفتم و در جمع دانشجويي و اصناف مختلف تهران که براي کسب تکليف به بيت امام(ره) ايشان امده بودند،ايشان را زيارت کردم و ازآن به بعد آشنايي و ارتباط ما با ايشان گسترش پيدا کرد و عميق تر شد؛ تا اينکه در سال 1342 به قم رفتم. من از سال 1346 که ايشان به ترکيه و سپس به نجف تبعيد شده بودند به نجف اشرف رفتم و درکنار ايشان هم به نهضت و مبارزه ادامه دادم و هم در کلاسهاي درس ايشان شرکت کردم تا سال 1357 که انقلاب پيروز شد. طريق جاويد: علت توجه امام راحل به مسئله فلسطين چه بود؟ از 2 يا 3 بُعد مي توان علت توجه ايشان را به موضوع فلسطين تشريح کرد. بُعد اول: مسئوليت اسلامي و ديني است که طبيعتاَ هيچ مسلماني نمي تواند بي تفاوت باشد چون شرع مقدس اين مسئوليت را به عهده مسلمانان گذاشته است. قال رسول اله(ص):«من سمع منادياً ينادي ياللمسلمين! فلم يجبه ليس بمسلم». «هر انسان مسلماني که صداي استغاثه مسلماني را بشنود و لبيک نگويد و او را کمک نکند، مسلمان نيست.» براين اساس، ملت مظلوم فلسطين که در شرايط سختي در طول تاريخ قرار گرفتند، هم از ناحيه دشمنان اسلام و قدرتهاي بزرگ که اسرائيل را بوجود آوردند تا به اهداف و مطامع خود برسند و هم از ناحيه صهيونيست ها مورد تجاوز و هم مورد بي مهري سران کشورهاي اسلامي و عربي (که احياناً بسياري از آنهاوابسته به کشورهاي غربي و قدرتهاي بزرگ بودند)قرارگرفتند،اسلام و شرع حکم ميکند که بي تفاوت ننشينند. بُعد ديگر توجه امام(ره) به فلسطين، خطري است که براي جهان اسلام و کشوهاي اسلامي از ناحيه اين رژيم به وجود آمده است؛ مسئله فقط مردم فلسطين نبودند و نيستند و نخواهند بود. ايشان يک تشبيه بسيار رسا(منظورم واقعبينانه)از اين رژيم دارند ورژيم صهيونيستي را به عنوان غده سرطاني در کالبد جهان اسلام تشبيه و قلمداد کرده اند. اصولا غده سرطاني يک جسم خارجي و بيگانه است که در بدن انسان بوجود مي آيد؛ اگر چنانچه به موقع جراحي نشود و ريشههايش قطع نشود؛ بافتهاي سالم را هم به مرور از بين مي برد و موجب مرگ مي شود. اسرائيل تهديدي است هم براي کل کشورهاي اسلامي و هم براي مردم فلسطين؛ به خصوص که آنها از همان ابتدا موضوع اسرائيل بزرگ(از نيل تا فرات) را مطرح کردند و اين پرچمي را که دو خط آبي در آن وجود دارد به همين معناست(نيل تا فرات) که دربرگيرنده اين محدوده جغرافيايي است و روي سکه هاي پول (شيكل) خود، اسرائيل بزرگ را حک کرده اند. که شامل تمام کشورهاي عربي و اسلامي که حول و حوش سرزمين فلسطين است مثل عربستان، سوريه، لبنان، عراق و بخشي از ايران مورد طمع آنهاست. اين بُعد قضيه تنها به اين منطقه منتهي نمي شود. آنها ريشه هاي سرطاني خود را در ساير کشورهاي جهان اسلام هم گسترانيده اند و لذا الان در كشورهاي آسياي ميانه، آفريقا وآمريکاي لاتين فعال هستند. اسرائيل خطر بزرگي براي کشـورهاي اسـلامي و عربي و همين طور براي انسانيت و جهان است. دليل اينکه غربي ها به اينجا آمده اند و اين منطقه را براي آنها انتخاب کرده اند شايد اين است که از شرّ آنها راحت شوند. صهيونيست ها موجب فتنه و فساد و اختلاف دروني دركشور آنها بوده اند و هيچ کشوري از دست آنها آرامش ندارد. يعني حياتشان را در ايجاد اختلاف و مسائلي از اين دست مي دانند و جذب هيچ فرهنگي نمي شوند و با افراد هيچ جامعه اي همراه نمي شوند. همانگونه که امام(ره) گفته اند غده اي بيگانه هستند در جسم هر ملتي. پس قدرت هاي استكباري هم منافع خود را در کشورهاي اسلامي بوسيله اسرائيل جستجو مي کرده اند و هم از فتنه هاي اين قوم در کشورهاي خودشان، خودشان را راحت مي کنند. که اين مسئله مورد توجه حضرت امام(ره) بوده است. طريق جاويد: راهکارهاي حضرت امام(ره) براي حل مسئله فلسطين چه بود؟ 1- اعلام جمعه آخر ماه مبارك رمضان به عنوان روز جهاني قدس براي ايجاد وحدت بين جهان اسلام. امام فرمودند: اگر کشورهاي اسلامي با هم متحد شوند و مسلمانان هر يکي يک سطل آب بريزند، اسرائيل را آب مي برد 2ـ تحريم كالاهاي اسرائيلي، ما 60 کشور اسلامي داريم که بازار بسيار غني براي اسرائيل، آمريکا و حاميان اسرائيل هستند. اگر اينها کالاي شرکتهاي صهيونيستي را تحريم کنند اسرائيل فلج مي شود... ، درحال حاضر موجوديت اسرائيل و اقتصاد اسرائيل به وسيله همين کشورهاي اسلامي تأمين مي شود. اگر اجناس شركت هاي صهيونيستي توسط مسلمانان تحريم شود، شرکت هاي صهيونيستي که در اروپا و آمريکاست ورشکسته خواهدشد. تمام حيات اسرائيل در کشورهاي اسلامي است و ثروتمندترين کشورها در منطقه، کشورهاي مسلمان هستند. 3ـ وحدت کشورهاي اسلامي وعربي حول مقاومت. يعني امت اسلام، از فلسطيني ها و مقاومت اين ملت حمايت کنند. ايشان مي فرمودند که سازش راه به جايي نمي برد. فلسطيني هااز سال 1991 تا الان( بيست سال است از ياسرعرفات گرفته تا محمود عباس) سر ميز مذاکره نشسته اند و هرچه اسرائيل خواسته داده اند ولي چيزي بدست نياوردند و تمام آنچه که اسرائيل امضا کرده به آن عمل نشده است. متقابلاً مقاومت در قالب حزب اله آمد و اسرائيل را از جنوب لبنان بيرون کرد وحماس، اسرائيل را از غزه بيرون کرد، درحال حاضر، يک اسرائيلي در جنوب لبنان و غزه جرأت ورود ندارد. اين نشان مي دهد که با مقاومت مي توان به حقوق خود رسيد؛ ولي با سازش به كمترين حقوق خود نمي توان دست يافت. لذا امام(ره) مي فرمود که بايد سازش کاران را از ميان خود خارج کنيد. فکر مي کنم که در سال 1366 يا 1367 بود که مجموعه رهبران جهاد اسلامي فلسطين باامام(ره) ملاقات کردند، امام خميني(ره) به ايشان فرموده بودند که شـما بايد سـازش کاران را از مـيان خود بـيرون کنيد. اينهايي که مي گويند که هم اسرائيل باشد و هم فلسطين، ميخواهند همه چيز را دراختيار اسرائيل بگذارند و او را به رسميت بشناسند و شما بايد تا يک اسرائيلي در آنجا هست مبارزه كنيد؛ يعني مبارزه و مقاومت با آنها تا پيروزي کامل. طريق جاويد: به نظر شما نقش دولتمردان عربي در به ثمر نشستن تلاشهاي مبارزين در حل مسئله فلسطين چيست؟ بخشي از مشکل فلسطين برمي گردد به حكام عرب چرا که اين دولتمردان نخواسته اند موضوع فلسطين به نفع مردم فلسطين حل و فصل شود و اين جراحت عميق که در جسم جهان اسلام ايجاد شده است التيام پيدا کند. اينها از دو منظر نخواسته اند. وابستگي آنها با دولتهاي بزرگ كه حامي اسرائيل هستند. واين قدرت ها نمي خواهند که يک چنين موضوعي به نفع مردم فلسطين حل و فصل شود. سران عرب که مجـري سياسـتهاي غرب و شرق بودهاند در گذشته نه تنها تلاشي براي حل موضوع فلسطين و آزادي اين سرزمين نکرده اند؛ بلکه آب به آسياي دشمن ريختهاند و به نفع حرکتهاي سازش کارانه اقدام کرده اند. طريق جاويد: تدابير دوگانه آنها را چگونه توجيه مي کنيد؟ اينها از لحاظ داخلي دچار يک مشکل اند، مردم و مسلمانان با همان منظر ديني خودشان و وجدان ذاتي و انسانيشان طرفدار مظلومين و طرفدار مردم فلسطين و مخالف ظلم ظالمان بودند و مطالبات جدي ملتها حمايت از مردم فلسطين و آزادي قدس شريف است. اينجا بايد به گونهاي عمل بکنند و خودشان را نشان دهند که خواستهها و مطالبات مردم را پيگيري ميکنند. اما درواقع بايد اوامر قدرتهاي پشت پرده و حامي خود را اجرا کنند؛ لذا عملکردشان در ظاهر نمايشي از حمايت مردم فلسطين بيشتر نيست. در سازمانهاي بينالمللي واقعيت آنها در آراي آنها در آراي آنها خودنمايي مي کند؛ که هيچ گاه رأي به تحريم اسرائيل نمي دهند. وآنها حتي مصوبات جامعه عرب را لباس عمل نپوشاندند. و وقتي که سران عربي مي نشينند موضوع تحريم كالاهاي اسرائيل را در دستور کار خود تصويب ميکنند به خاطررضايت مردم است. اما اين مصوبه درعمل اجرا نمي شود. تحريم کالاهاي شرکتهاي صهيونيستي سالهاي سال است که در دستور کار کشورهاي عرب قرار دارد و خود سران کشورهاي عربي آن را امضا کرده اند. اما هيچ يک از کشورهاي عربي و دولتمردانشان هنوز هيچ کالاي اسرائيلي را تحريم نکردهاند و شرکتهاي صهيونيستي به راحتي در کشورهاي اسلامي و عربي لانه کردهاند. و بيشترين درآمدهاي اسرائيل از درون کشورهاي اسلامي تأمين ميشود. بنابراين آنها براي حفظ آبروي خودشان حرفهايي را ميزنند و شعارهايي را ميدهند اما در عمل بنا به خواست قدرتهاي پشت پردهاي که آنها را حمايت ميکنند، اجرا نميشود. چون کشورهاي عربي خوب مي دانند که اگر دست قدرتهاي بزرگ از پشت آنها برداشته شود درون مردم خود پايگاهي ندارند. طريق جاويد: برگزاري کنفرانسهاي بين المللي در حمايت از مردم مظلوم فلسطين و صدور قطعنامهها در اين رابطه چقدر ضمانت اجرائي دارد؟ در واقع چه تأثيري در روند حل مسئله فلسطين خواهد داشت؟ يک بخش کارهايي است که در کنفرانسها و يا سازمانهاي رسمي بين المللي انجام مي شود. فرض کنيد کنفرانسهايي را که شوراي امنيت، سازمان ملل و شوراي حقوق بشر سازمان ملل تشکيل مي دهد. نمونه آن اجلاس دوربان 1 که در آفريقاي جنوبي در سال 2001 برگزار شد و يا همايش دوربان 2 که در ژنو توسط سازمان ملل تدارک ديده شده بود و سازمانهاي مردمنهاد و ان جي او ها از همه دنيا در آن شرکت ميکردند. طبيعتا بيانيهها و قطعنامه هاي اين اجلاس بُعد بين المللي دارد. اينها براساس قطعنامه ها مي توانند، يک موضع گيري حکومتي داشته باشند. اگر در اين کنفرانسها حمايت از مردم غزه در دستور کار قرار بگيرد و تصويب بشود که محاصره غزه شکسته بشود که البته در کنفرانسهاي اين شکلي(که در پشت آن آمريکا و قدرتهاي بزرگ هستند) چنين مصوبه اي نداشتهايم، مي توانند برطبق آن مصوبه اقدام کنند و مشكل بين المللي پيدا نکنند. ولي کنفرانسهايي که توسط سازمانهايي غير از سازمان ملل و سازمانهاي وابسته به آن برگزار ميشود اينها بيشتر جنبه معنوي و سياسي دارد. طريق جاويد: شما مي فرمائيد که بيانيه ها و قطعنامه هاي اين کنفرانسها اگر همين مقدار هم تأثير نداشته باشد، پس چه فايدهاي دارد که آن کنفرانس برگزار شود؟ نه. مسئله بايد به گونهاي ديگر مورد ارزيابي قرار گيرد. و آن اينکه مردم فلسطين و اسرائيلي هاي غاصب به بيرون از مرزهاي خود نگاه ميکنند. افکار عمومي در دنيا بسيار مؤثر در سرنوشت اينهاست. اگر فلسطينيهايي که زير آماج حملهها و زير بار شکنجهها، قتل و غارت هستند ببينند که هيچ کس صداي آنها را نميشنود و هيچجا صداي آنها منعکس نميشود و مظلوميت آنها برشمرده نميشود و مورد حمايت قرار نميگيرند؛ قطعاَ باعث تضعيف روحيه آنها ميشود. خودشان را تنها و غريب ميبينند و در مقابل دنياي ظلم و ستم را مشاهده ميکنند كه از رژيم اشغالگر حمايت مي نمايد. درحاليکه اگر حس کنند که کشورهاي عربي و اسلامي و شخصيتهاي برجسته دنيا هستند که جمع ميشوند و قطعنامه و بيانيه صادر ميکنند و صداي مظلوميت اينها را ميرسانند و تلاش ميکنند که محروميت آنها و ظلمي که به آنها ميشود برطرف شود آنها قوت قلب پيدا ميکنند. متقابلاً اسرائيليها هم همين گونه هستند اگر احساس کنند که افکار عمومي کاملاً غايب است و هيچ حساسيتي نسبت به جنايات آنها ندارد، يک گونه عمل ميکنند و اگر احساس کنند که فرياد دنيا عليه آنها و نفرت و انزجار افکار عمومي عليه آنها است؛ ملاحظاتي را در رفتار خود خواهند داشت. شايد علت عمده پيروزي مقاومت در لبنان و فلسطين و غزه روحيهاي باشد که آنها در اثر حمايتهاي کشورهاي و ملتهاي مختلف در همين کنفرانسها پيدا كردند. وگرنه معلوم نبود که آنها مي توانستند به مقاومت ادامه دهندعليرغم سختيهايي که در پيشرو داشتند. و شايد علت اينکه اسرائيلي ها جرأت نميکنند که بيش از اين جنايت بکنند، بخشي ناشي از همين انزجارهايي است که توسط اين کنفرانسها و بيانيهها ايجاد ميشود. ما نميتوانيم بگوييم که اين کنفرانـسها تأثير عمـلي ندارد؛ طريق جاويد: نقش رهبران ديني در به ثمر نشستن مبارزات مردم فلسطين عليه رژيم غاصب اسرائيل را تا چه اندازه مؤثر مي دانيد؟ من معتقدم که نقش همه طبقات و اقشار جامعه مؤثر هست و نقش رهبران ديني از يک منظر تأثير فوقالعادهاي دارد. چون ملتهاي مسلمان انگيزههاي دينيشان به مراتب قويتر است از انگيزههاي سياسي و اجتماعي و غيره است و اگر احساس کنند که خداوند متعال و شريعت اسلامي از آنها چيزي را خواسته، طبيعتاً سعي بر عمل به آن دارند و اگر احساس کنند که مقدسات ديني آنها توسط اجانب مورد تهديد قرار گرفته، وارد عمل ميشوند. حتي به قيمت از دست دادن جان خودشان. اگر امروز دولتمردان کشورهاي اسلامي به جوانان خود اجازه کمک به فلسطين را بدهند، من معتقدم، ميليونها جوان به ياري مقاومت خواهند شتافت. بدين ترتيب، علماء و مراجع و شخصيتهاي مذهبي نقش مؤثري را در تحريک احساسات ديني مردم براي حمايت از مردم فلسطين و در موفقيت مبارزات مردم فلسطين دارند و لذا قبل از انقلاب، زماني که امام در نجف بودند به موازات مبارزه با رژيم شاه، مبارزه با رژيم صهيونيستي و آمريکايي ها را هم در سرفصل برنامه هاي خود داشتند. وقتي امام(ره) مي فهميدند که مبارزان فلسطين مورد بيمهري برخي از کشورها و علماي ديني قرار گرفتهاند(اعم از شيعه يا سني)اقدام ميكردند. در سال 1352 ايشان بيانيهاي را درنجف صادر کردند در حمايت از چريکهاي فلسطيني و فدائيان فلسطيني و مردم را تشويق کردند که حالا که شما نميتوانيد اسلحه بگيريد و از فلسطين و قدس دفاع کنيد بايد آنها را که در صف اول مبارزه با رژيم اشغالگر صهيونيستي هستند حمايت کنيد. ويا اجازهاي که ايشان دادند تا از وجوهات شرعيه براي کمک به مبارزان فلسطيني پرداخت شود. و درايران موج حمايتهاي مادي و معنوي به طرف لبنان و فلسطين سرازير شد و با فتواي ايشان. شخصيتهاي روحاني و سياسي اين مبالغ را جمع آوري ميکردند و به مردم فلسطين ميرساندند. نقش علماء خيلي برجسته است به همينترتيب نقش سياسيون و احزاب و گروههاي مختلف سياسي در تحريک مردم و حمايت از فلسطين نيز مهم است همانطور كه درجهت عكس هم صادق است. اگر ما يک حزب وابسته و مزدور داشته باشيم اين حزب ميآيد و برعليه يک جريان انساني شعار ميدهد. الان اين فرقه ضاله بهائيه در ايران و در ساير کشورها حامي صهيونيستهاهستند. رهبران بهائيت، که برخاسته از اسرائيل هستند و در آنجا رشد و نمو کردند و در همان جا هم دفن هستند. و هر جبهه و يا گروهکي که پشتوانهاش قدرتهاي استعماري هستند، مثل بهائيت يا گروهکهاي ديگر، همواره از سياستهاي استعمارگران و قدرتهاي مسلط جهان حمايت ميکنند و در درون جسم جهان اسلام از اسرائيل دفاع ميکنند و حامي و مبلغ اسرائيل هستند و همان حرفها و استدلالات را که صهيونيست ها دارند، اينها هم همانها را بزک و آرايش ميکنند و نشان ميدهند. يکي از حرفهاي رهبران صهيونيستها، بن گورين، اين است: «فلسطين ارض بلاشعب لمشعب بلا ارض» "فلسطين سرزمين بدون ملت است و ما يهوديان در سراسر دنيا ملتي بدون سرزمين هستيم". خوب دراينکه سرزمين بدون ملت در اختيار اين ملت بدون سرزمين قرار گيرد جمله اول آنها دروغ است وجمله دوم صحيح مي باشد چرا كه فلسطين سرزميني است داراي ملتي كه حداقل شش هزار سال در حافظه تاريخ نقش بسته است و فراز دوم صحيح است و اعترافي است که خود آنها کرده اند. يعني اين سرزمين متعلق به آنها نيست. من سئوالم از يهوديان عالم اينست كه زادگاه اجداد شما كجاست حضرت ابراهيم(ع) كجا متولد شد؟جز اينست كه در عراق متولد شده و پس از 60 سالگي براي هدايت ملت فلسطين به اين سرزمين رفته است؟ براين اساس فلسطينياني که در آن منطقه هستند، اين سرزمين حق مشروع آنهاست و بر سرزمين فلسطين مالکيت دارند و بر همه مسلمانان است که از نظر ديني و وجداني اينها را کمک نمايند. |
| آدرس: http://tarigh.ir/fa/388/مصاحبه_با_حجت_الاسلام_والمسلمین_محتشمي_پور-قسمت_اول |