| روز کتاب و کتابخوانی ، روز بزرگداشت آیت الله طباطبایی1360هجری شمسی |
| مدیرسایت |
| 24 آبان سالروز درگذشت علامه طباطبايي، عارف، فيلسوف و مفسر بزرگ قرآن است، مردي كه پس از 81 سال مجاهدت، علم اندوزي و تربيت شاگردان بلند آوازه در سال 1360 از ميان ما رفت. امروز بیست و چهارم آبان ماه روز كتاب و كتابخوانی است. از گذشته دور كتاب به عنوان یكی از ابزارهای آموزشی مورد توجه بوده است و اولیای دین نیز به پدیدآوردن آثار علمی و فرهنگ مكتوب توصیههای مهمی داشتهاند. امروزه نیز حاصل از تفكر و تجربههای اهل اندیشه و معرفت بوسیله كتاب در دسترس همگان قرا رمیگیرد و كتاب خانهها، كانونها و همایش صاحبنظران و گلستان پرطراوت صاحبان معرفت است.درحال حاضر كتاب و كتابخوانی چه موقعیتی در كشور ما ایران دارد؟ این سؤالی است كه همه آنهایی كه دغدغه توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و در یك كلام آرزوی رشد و كمال این كشور را در دل دارند، باید پاسخی اساسی برای آن پیدا كنند. تجربه جهانی نشان می دهد كه رشد و توسعه تمدنها، ریشه در رشد فكری و فرهنگی هر جامعه دارد و بدون رشد فرهنگ كتابخوانی در جوامع، نمی توان به رشد هیچ تمدنی دل خوش كرد. باید تأكید كرد كه علیرغم رشد رسانه های گوناگون جمعی تاكنون هیچ رسانه ای نتوانسته است نقشی را كه كتاب در رشد تمدنها داشته است، ایفا نماید. گرچه كشورهای درحال توسعه نزدیك به 80درصد جمعیت جهان را تشكیل می دهند، اما كمتر از 30درصد كتابهای مصرفی جهان را تولید می كنند و كمتر از این نسبت نیز به كتابخوانی مشغول هستند، این در شرایطی است كه كشورهای پیشرفته یا توسعه یافته كه حدود 20درصد جمعیت جهان را تشكیل می دهند، 70درصد كتابهای مصرفی جهان را تولید می كنند. تاوان این تفاوت و فاصله را آیا جز كشورهای درحال توسعه باید بپردازند؟ تبعیض جهانی در كتابخوانی كشورهای اروپایی حدود 15درصد جمعیت جهان را در خود جای داده اند، اما در سال 1990 بیشتر از نصف كتابهای مصرفی جهان را تولید كرده اند، آیا معنای این، نیازمندی جهان به اروپا در تولید و انتشار كتاب نیست؟ اروپا در سال 1991 به ازای هر یك میلیون نفر جمعیت خود، 802عنوان كتاب منتشر كرده است، اما در قاره آسیا در همین سال به ازای هر یك میلیون نفر آسیایی 70عنوان و در قاره آفریقا به ازای هر یك میلیون نفر آفریقایی فقط 20عنوان كتاب منتشر شده است. مشكل كتاب در جهان سوم، تنها به كمبود تولید و نشر كتاب محدود نمی شود، مشكل اساسی این است كه حتی اگر كتاب های زیادی هم در این كشورها منتشر شود، میزان افراد استفاده كننده از این كتابها (كتابخوانها) بسیار پایین است. كتابخوانی در ایران اما موقعیت ایران در زمینه نشر كتاب و كتابخوانی چگونه است؟ در كشور ما هر سال چه تعدادی كتاب جدید منتشر می شود و میزان كتابخوانی چگونه است؟ اگرچه درمورد میزان كتاب منتشر شده در ایران می توان به آمار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تكیه كرد، اما در زمینه كتابخوانی متأسفانه هیچ مطالعه جدی تاكنون صورت نگرفته است و دیدگاه های متفاوتی دراین زمینه وجود دارد. عده زیادی از چهره های شاخص فرهنگی كشور معتقدند كه درصد كتابخوان و كتابخوانی در جامعه كاهش یافته است و تحلیل های گوناگونی برای این موضوع ارائه می كنند، اما كارشناسان و مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چنین اعتقادی ندارند و معتقدند كه رشد و افزایش میزان كتاب های منتشر شده در دو دهه گذشته نشان می دهد كه هم میزان تولید كتاب و هم تعداد كتابخوان در ایران افزایش یافته است. محمدجواد مرادی نیا مدیركل مراكز و روابط فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دراین رابطه می گوید: یك ذهنیت بسیار قوی در جامعه ما وجود دارد و آن این است كه میزان وسرانه كتابخوانی در كشور ما بسیار پایین است؛ سؤال من این است كه ما براساس كدام تحقیق و نظرسنجی علمی به این نتیجه رسیده ایم، اگر این موضوع صرفاً یك برداشت شخصی است، می توان درمورد خیلی از مسائل این برداشت ها را مطرح كرد، ولی این برداشت ها منطبق بر واقعیت نیستند. آن چیزی كه ما داریم از نزدیك می بینیم این است كه هرسال و هرماه بر میزان تقاضای چاپ كتاب از سوی نویسندگان و ناشران اضافه می شود، معنی این كار این است كه اگر این كتاب ها متقاضی نداشته باشد، باید عرضه هم كاهش پیدا كند درصورتی كه عرضه كتاب افزایش پیدا كرده است.در سال 1382 حدود 40هزارعنوان كتاب منتشر شده كه این رقم چندین برابر رقم كتاب های چاپ شده در سال های اول انقلاب است. این یك پارامتر خوبی است كه نشان می دهد ما رشد كتابخوانی داشته ایم یا نه؟ مرادی نیا می افزاید: نكته دوم این است كه جامعه ای كه روزبه روز میزان افراد باسواد آن افزایش پیدا می كنند و سطح تحصیلات رشد جهشی دارد، به صورت طبیعی نیازش به كتاب و كتابخوانی بیشتر می شود. میزان باسوادان ما را در اوایل انقلاب با حالا مقایسه كنید، همچنین تعداد دانشجویان، دانش آموختگان سطوح عالی را مقایسه كنید، اینها لاجرم نیازمند مطالعه كتاب های گوناگون و حتی كتاب های غیردرسی هستند، دانشجویان رشته های مختلف مانند علوم اجتماعی، روانشناسی و تاریخ حتماً برای افزایش معلومات خود یك ارتباط نزدیك با كتاب های درسی و غیردرسی برقرار می كنند. نكته سوم این است كه شواهد و قرائن نشان می دهد كه مردم جامعه با افزایش معلومات عمومی خود، علاقه مندی بیشتری به مطالعه نسبت به قبل نشان می دهند. مطالعات مردم در زمینه های بهداشت عمومی (كه مستقیماً با سلامتی آنها ارتباط دارد)، روانشناسی، خودشناسی، خداشناسی و مطالعات دینی به صورت چشمگیری افزایش پیدا كرده است. به همین دلیل سطح دانش عمومی جامعه ما افزایش قابل توجه ای كرده است. اینها باعث شده كه مردم درمورد موضوعات مهم اجتماعی و عمومی كه با سرنوشت خود و جامعه ارتباط پیدامی كند، حساسیت بیشتری نشان دهند و از موضع آگاهی اتخاذ موضع كرده و یا تصمیم گیری نمایند، مثلاً در انتخابات مجلس یا ریاست جمهوری یا سایر مسائل مهم شاهد واكنش، موضع گیری منطبق بر علم و آگاهی مردم هستیم. اینها اگر شاهدی بر افزایش مطالعه مردم نیستند پس چه نامی می توان بر آنها گذاشت؟ مدیركل مراكز و روابط فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در ادامه ضمن ارائه آمار و ارقام كتاب هایی كه در سال های 80 و 81 چاپ شده اند، می گوید: در سال 1380، در مجموع 31661 عنوان كتاب و در سال 1381، 35854عنوان كتاب منتشر شده است كه مقایسه این دو سال هم نشان می دهد كه میزان و عناوین كتاب های چاپ شده در كشور روبه رشد است. وی می افزاید: در سال 1380، در زمینه كلیات، 935 عنوان، فلسفه 1044 عنوان، دین 6787عنوان، علوم اجتماعی 2742عنوان، زبان 2472عنوان، علوم طبیعی و ریاضیات 2136عنوان، علوم عملی 3832عنوان، هنر 939عنوان، ادبیات 4292عنوان، تاریخ و جغرافیا 1545عنوان و كودكان ونوجوانان 4937عنوان كتاب منتشر شده است (جدول شماره 1) همچنین در سال 1381 درزمینه كلیات 1167عنوان، فلسفه 1113عنوان، دین 6754عنوان، علوم اجتماعی 3211عنوان، زبان 2790عنوان، علوم طبیعی و ریاضیات 2771عنوان، علوم عملی 4675عنوان، هنر 1113، ادبیات 4980عنوان، تاریخ و جغرافیا 1766 عنوان و كودكان و نوجوانان 5504 عنوان كتاب منتشر شده است (جدول شماره 2) كتابخوانی اجباری، كتابخوانی آزاد شكی نیست كه آمار و ارقام كتابهای چاپ شده در سال های اخیر و مقایسه آن با سال های گذشته حكایت از افزایش تعداد عناوین كتابهای منتشر شده در سال های اخیر دارد، اما دو نكته اساسی در این زمینه وجود دارد كه نباید نسبت به آن بی توجه بود: نكته اول این است كه باید توجه داشته باشیم كه بسیاری از كتابهای منتشر شده كتابهای درسی دانش آموزان یا دانشجویان است و چاپ و نشر و خرید آنها حكایت از علاقه مندی مردم به مطالعه كتاب نمی كند. نكته دوم میزان مطالعه آزاد است كه شواهد گوناگون حاكی از كم علاقگی به مطالعه كتاب آزاد در كشور است. امروز مردم ما نه تنها نسبت به خواندن كتاب به صورت آزاد خیلی بی توجه هستند، بلكه میزان رغبت به مطالعه روزنامه هم در كشور ما پایین است. در كشور ما جمع تیراژ همه روزنامه های منتشر شده از 5/2 میلیون روزنامه تجاوز نمی كند در صورتی كه تیراژ فقط یكی از روزنامه های ژاپن (آساهی) حدود 20 میلیون نسخه است. به گفته بسیاری از كارشناسان، مهمترین عامل خرید و مطالعه برخی از كتابها توسط مردم، گرفتن مدرك تحصیلی یا گروه شغلی و... است كه به نحوی مربوط به معیشت، زندگی پیدا كردن كار و افزایش حقوق است و هیچ ربطی به علاقه مندی مردم به مطالعه و كتابخوانی ندارد.
24 آبان روز بزرگداشت آیت الله محمد حسین طباطبایی روزهای ماه ذیحجه 1321 ق. یكی پس از دیگری می گذشت و دلهای شیفتگان بیت الله در هوای حرم الهی «لبیك شوق» سر می داد. یاد عرفات و نام مشعر عطش دیدار به جانها داده بود. ناگاه «كعبه كرامت الهی» زیبا چهره ای نورانی را درآغوش پدر و مادری مهربان نهاد. گویی بار دیگر «زمزم» لطف خداوندی رخ نشان داده است. آری طفلی دیده به جهان گشود كه نور سیادت بر سیمای بلورینش آینده ای روشن را خبرمی داد. نام او را «محمد حسین» نهادند و آن را به تبرك نام «جدّ و فرزند» مایه بركت شمردند. ... زیرا خاندان محمد حسین، خانواده ای اصیل بود كه هماره بیرق بزرگی در دست داشته و شهر تبریز لبریز از نام آنان بوده است. «سراج الدین عبدالوهاب» جد معروف اوست كه با وساطت وی، نبرد خونین دولت ایران و عثمانی، در سال 920 قمری پایان یافت و «مرحوم میرزا محمد تقی قاضی طباطبائی» شخصیت دیگری است كه از قرنها پیش تاكنون شرافت و بزرگواری را از آن خاندان بزرگ قاضی طباطبائی تبریز كرده است. طفولیت و توفان حوادث دوران كودكی «محمدحسین» با توفان حوادث و بلا همراه بود. بیش از پنج بهار از عمر عزیزش نگذشته بود كه مادری مهربان و با فضیلت را از دست داد. بغض غم و اندوه بی مادری او را رها نكرده بود كه گرد یتیمی بر و جودش سنگینی كرد و از دیدن روی پدر محروم شد. همراه با برادر كوچكتر خود تنها ماند. اما هماره دست لطف خداوندی سایه بان مرحمتی بر سر او بود. مدت زیادی از تحصیل او نمی گذشت كه علاوه بر قرآن مجید، كتابهای گلستان، بوستان، اخلاق مصور، تاریخ معجم، ارشاد الحساب، نصابُ الصبیان و دیگر كتابهای متداول در مدارس آن روز را فرا گرفت. صرف و نحو و معانی و بیان را نزد استاد خویش مرحوم شیخ محمد علی سرابی آموخت و پس از آن با گامی بلند و همتی فراتر، سطوح عالی در فقه، اصول، فلسفه و كلام را در زادگاه خود نزد اساتید آن خطه تحصیل كرد. روح لطیف او، ذوقی هنری به وی بخشیده بود. دستمایه ای كه با كمك آن توانست خوشنویسی را در اوان عمر خود از آقا میرزا علی نقی بیاموزد. با سپری شدن ایام تلخ و ناكامی طفولیت، شكوفه های رشد و تكامل بر شاخسار وجود سید محمد حسین نمایان شد. وی از سال 1297 ش . تا 1304 علوم بسیاری آموخت. در این مدت، تمامی درسهای مربوط به سطح را فرا گرفت و با شور و شوق بسیاری كتابهای مربوط به ادبیات، فقه، اصول، كلام و معارف اسلامی را آموخت. او خود از روزگار تحصیل خود چنین بازگو می كند: «در اوایل تحصیل كه به نحو و صرف اشتغال داشتم علاقه زیادی به ادامه تحصیل نداشتم و از این روی هر چه می خواندم نمی فهمیدم....... پس از آن یك بار عنایت خدایی دامنگیر شده، عوضم كرد. در خود یك نوع شیفتگی و بی تابی نسبت به تحصیل كمال حس نمودم؛ به طوری كه از همان روز تا پایان تحصیل كه تقریباً هیجده سال كشید هرگز نسبت به تعلیم و تفكر، احساس خستگی و دلسردی نكردم و زشت و زیبای جهان را فراموش كردم ......... در خورد و خواب و لوازم دیگر زندگی، به حداقل ضروری قناعت نموده؛ باقی را به مطالعه می پرداختم بسیار می شد ـ بویژه در بهار و تابستان ـ كه شب را تا طلوع آفتاب با مطالعه می گذراندم.........» عشق و شور به تحصیل و تكامل استاد را بر آن داشت كه از شهر خویش رو به سوی، سینای اسرار «نجف اشرف» هجرت كند. تا از شراب عشق علی (ع) جامی نوشیده و طریق معرفت و راه رستگاری را بهتر و بیشتر بپیماید. با اولین نگاه به قبه و بارگاه امیرالمومنین آخرین كلام خویش را زده و می فرماید: «یا علی! من برای ادامه تحصیل به محضر شما شرفیاب شده ام ولی نمی دانم چه روشی پیش گیرم........ از شما می خواهم كه در آنچه صلاح است. مرا راهنمایی كنید.» چند روزی نمی گذرد كه نصرالله و یاری الهی به دست مولای متقیان به سوی استاد می آید. شخصیت وارسته ای چون حاج میرزا علی آقا قاضی (ره) به سراغ وی آمده و خطاب به او اینگونه می گوید: «كسی كه به قصد تحصیل به نجف می آید؛ خوب است علاوه بر تحصیل، از فكر تهذیب خود غافل نماند.» كیمیای وجود مرحوم قاضی، روح و روان استاد را دگرگون كرده و برنامه ای روشن و نورانی برای آینده او ترسیم می كند. از آن روز كتابی دیگر از زندگی استاد فرزانه باز می شود كه صفحه آغازین آن با این جمله شروع می گردد. علم نبود غیر «علم عاشقی» مابقی تلبیس ابلیس شقی طلوع عشق و اندیشه مفسر فرزانه مدت یازده سال در كنار مرقد نورآفرین امیرالمومنین (ع) كسب علم كرده وی خوشه چین زبردست بود كه بیشترین استفاده را از فرصت فراهم آمده نمود. فقه، اصول، فلسفه، ریاضیات، رجال را از محضر اساتیدی والا مقام فرا گرفت. بزرگانی چون: آیه الله نائینی، سید ابوالحسن اصفهانی، سید حسین بادكوبه ای، سید ابوالقاسم خوانساری، حجت، حاج میرزا علی ایروانی و میرزا علی اصغر ملكی. سر سلسله اساتید ایشان مرحوم قاضی است. شخصیتی كه «سید محمد حسین» را «علامه» كرد و جام وجود این انسان پاك را جرعه های حیات ابدی و معنویت جاودانه بخشید. مرحوم علامه، پیرامون استاد خود مرحوم قاضی چنین می فرماید: «ما هر چه داریم ............ از مرحوم قاضی داریم. چه آنچه را كه در حال حیاتش از او تعلیم گرفتیم و از محضرش استفاده كردیم و چه طریقی كه خودمان داریم و از مرحوم قاضی گرفته ایم.» بازگشت به تبریز دست تقدیر، رجعت فرزانه اندیشمند را رقم زد. پس از سالها اندوختن معارف ناب، در سال 1314 ش. مجبور به بازگشت به زادگاه خویش گردید. دوران تلخ كامی و غربت از مهد علم و دانش از این زمان شروع شد اما مدتی نگذشت كه لطف خفی الهی خود را از سراپرده حكمت خداوندی نشان داد. كار تدریس و تحقیق شروع شد و اولین غنچه های «المیزان» با نمودی در «بحارالانوار» بر شاخسار علامه رویید. هجرت به قم دوران ده ساله اقامت علامه در تبریز همراه با تدریس و تألیف سپری شد و فصلی جدید از حیات وی را فراهم كرد. تا اینكه «فیض روح القدس» بار دیگر مدد فرمود و با آمدن چنین آیه ای در استخاره، علامه راهی قم گردید: «هُنالِكَ الوَلایَهُ للهِ الحَقُّ هُوَ خَیرٌ ثَواباً وَ خَیرٌ عُقباً» (در آنجا یاری به خدای حق تعلق دارد. اوست بهترین پاداش و بهترین فرجام) و آن روز حوزه علمیه قم از ضربات سهمگین رضاخان، رهایی یافته بود و با حضور آیات و مراجع بزرگواری چون آیت ا... بروجردی انسجام بیشتری پیدا كرده بود، فرصتی فراهم آمده بود تا علامه طباطبائی، نیازهای جامعه را سنجیده و بر طبق آنها، برنامه ای منظم و كارآمد تنظیم كند. تفسیر و فلسفه درسهایی بود كه ـ براساس احساس وظیفه علامه ـ شروع شد و تعجب بسیاری را برانگیخت چرا كه تدریس تفسیر دانشی به دور از تحقیق تلقی می شد اما پشتكار و اخلاص علامه كار را بدانجا رساند كه «المیزان» حاصل سالهای تلاش و تدریس گردید. درس فلسفه نیز در آن عصر خوشنام نبود. از اینرو تلاشهای بسیاری در تعطیل این درس انجام می شد اما رفتار مؤدبانه استاد و برخورد مهربانانه آیت الله العظمی بروجردی ابرهای تیره سوء تفاهم را كنار زد و سعایت ها را بی اثر نمود. به هر روی تشكیل جلسات عمومی و خصوصی این عالم فرهیخته و حضور شاگردان اندیشمندی چون آیت الله مطهری باعث نقد و بررسی فلسفه های غربی ـ مخصوصاً ماتریالیسم دیالكتیك ـ گردید و آثار و بركات جاودانه ای در تدوین كتب فلسفی به همراه خود آورد....... هر روز كه سپری می شد ابعاد علمی و چهره چشمگیر علامه بیشتر از گذشته نمایان می شد. شعاع شخصیت این استاد فرزانه به داخل كشور محدود نگردید، بلكه اندیشمندان بسیاری را به سوی خویش كشاند و در تمام ابعاد اسلام به بحث و گفتگو با آنان منجر شد. این عظمت بدانجا انجامید كه دولت آمریكا توسط شاه ایران از علامه دعوت رسمی كرد تا در دانشگاههای آن كشور «فلسفه شرق» را تدریس نماید! روح بلند و بینش كم نظیر علامه دست رد به آنهمه اصرار زد. او زندگی محقرانه در قم و جلسات درس با طلاب و تربیت شاگردانی فاضل را بر تمامی ظواهر فریبا ترجیح می داد. یادگارهای ماندگار: «انبوه دانش» و «كیمیای ایمان» علامه آثاری گرانبها و جاودانه بسان مشعلی فروزان فرا راه دانش پژوهان آفرید كتابهایی چون: 1ـ تفسیر المیزان: دائره المعارفی از معارف و در بردارنده بحثهای اعتقادی، تاریخی، فلسفی، اجتماعی و ..... با تكیه بر قرآن كریم. اثری سترگ كه استاد شهید مطهری 60 سال یا 100 سال دیگر زمان درك عمق و ارزش این كتاب می داند. این كتاب ثمره ای كم نظیر از بیست سال تلاش شبانه روزی علامه است. نقطه آغازین این تألیف به بركت غور و ژرف نگری در روایات بحارالانوار بود علامه سبك این تفسیر را از مرحوم قاضی آموخت و در قم عملی ساخت. 2ـ بدایه الحكمه: كتابی كه یك دوره تدریس فشرده فلسفه برای دوستداران علوم عقلی در قم و سپس دانشگاههای كشور گردید. 3ـ نهایه الحكمه: این اثر برای تدریس فلسفه با توضیحی بیشتر، عمقی افزونتر و سطحی عالی تر تدوین شده است. 4ـ اصول فلسفه و روش رئالیسم: بینش علامه پیرامون نظرات مادیون و ماتریالیستها باعث فراهم آوردن این اثر گردید بركت این كتاب موجب هدایت بسیاری از جوانان مسلمان و نجات آنان از هلاكت كفر و الحاد شد. اثری كه پاورقیهای استاد مطهری عنایتی افزون بدان بخشیده است. 5ـ حاشیه بر كفایه: كتابی اصولی پیرامون قوانین استنباط است كه بتازگی چاپ شده است. 6ـ شیعه در اسلام: دوره ای كامل از اعتقادات و معارف شیعه در این اثر نفیس به چشم می خورد. 7ـ مجموعه مذاكرات با پروفسور هانری كربن: او كه محققی فرانسوی است پیرامون چگونگی شیعه و مباحث اعتقادی و ...... مذاكراتی با علامه داشته كه در این كتاب وجود دارد. 8ـ خلاصه تعالیم اسلام: خلاصه آنچه هر مسلمان متعهد باید از آن آگاهی داشته و خود را بدان زینت دهد، در این اثر بیان شده است. 9ـ روابط اجتماعی در اسلام: انسان و اجتماع و رشد اجتماعی او، پایه زندگی اجتماعی، آزادی در اسلام و .... مباحثی است كه در این كتاب بدانها پرداخته شده است. 10ـ بررسیهای اسلامی: مجموعه ای است زرین از مقالات استاد كه بسان دائره المعارفی از معارف ناب اسلامی جمع آوری شده است. 11ـ آموزش دین: كتابی با قلم روان و مطالبی لازم و ضروری است كه برای دانش آموزان نوشته شده است. 12و13و14ـ رساله انسان قبل از دنیا، در دنیا و بعد از دنیا: این كتاب كه اكنون با نام «انسان از آغاز تا انجام» ترجمه شده است مباحثی مفید از عوالم سه گانه ماده، مثال و عقل مطرح كرده و پیرامون شبهات و دغدغه خاطر جوانان مطالبی بسیار مفید و لازم ارائه كرده است. 15 تا 41: رساله هایی گوناگون درباره قوه و فعل، صفات، افعال الله، وسائط، نحو، صرف، ...... این مجموعه 26 رساله است كه بنا به ضرورت و نیاز جامعه توسط علامه نگاشته شده است. 42ـ دیوان شعر فارسی: مجموعه ای از اشعار چشمگیر و عمیق علامه كه طی سالیان متمادی سروده شده است. 43ـ سنن النبی: سیره و روش رسول الله در بین مردم و همراه خانواده در این اثر به چشم می خورد. 44ـ لب اللباب: مجموعه درسهای اخلاق استاد كه از سالهای 1368 تا 1369 قمری برای برخی از فضلای حوزه قم بیان فرموده اند. 46ـ حاشیه براسفار: نظرات استاد فرزانه علامه طباطبایی بر اسفار در این كتاب جمع آوری شده است. شاگردان: «همای همت» علامه، باعث تربیت «مه گونه هایی» شده تا آنگاه كه خورشید وجودش رخ در نقاب خاك می كشد، اینان چون ماهتاب هدایت نورافشانی كنند. شاگردان علامه، دهها نفر از بزرگان و فرهیختگان كنونی در حوزه های علمیه می باشند كه به تنی چند از آنان اشاره می شود. حضرات آیات و حجج اسلام: 1ـ شهید مرتضی مطهری، 2ـ شهید سید محمد حسینی بهشتی، 3ـ امام موسی صدر، 4ـ ناصر مكارم شیرازی، 5ـ شهید محمد مفتح، 6ـ شیخ عباس ایزدی، 7ـ سید عبدالكریم موسوی اردبیلی، 8ـ عزالدین زنجانی، 9ـ محمدتقی مصباح یزدی، 10ـ ابراهیم امینی، 11ـ یحیی انصاری، 12ـ سید جلال الدین آشتیانی، 13ـ سید محمدباقر ابطحی، 14ـ سید محمد علی ابطحی، 15ـ سید محمد حسین كاله زاری، 16ـ حسین نوری همدانی، 17ـ حسن حسن زاده آملی، 18ـ سید مهدی روحانی، 19ـ علی احمدی میانجی، 20ـ عبدالله جواد آملی و ..... جلوه های جاودانه:(داستانهایی از زندگانی علامه) علامه طباطبایی این عالم سترگ و تابناك، چهره ای الهی بود كه با دو بال قرآن و عترت پرواز كرد. به بلندای جاودانگی و ابدیت رسید و برای همیشه اسطوره های شكوهمند گردید. در این فرصت برآنیم تا گوشه هایی از زندگی سراسر روشن او را یادآور شویم: الف) ارادت به اهل بیت (ع): استاد هفته ای یك بار ـ حداقل ـ به حرم حضرت معصومه (ع) مشرف می شد. پیاده می رفت و در بین راه اگر پوسته پرتقال یا خیار یا موز می دید با ته عصا آن را از مسیر مردم كنار می زد. در ایام تابستان غالباً به مشهد مقدس مشرف می شد. شبها به حرم امام رضا (ع) رفته، در بالای سر می نشست و با حال خضوع و خشوع به دعا و زیارت می پرداخت. به پیامبر (ع) و ائمه (ع) علاقه بسیاری داشت و با كمال ادب و احترام از آنها نام می برد، در مجالس روضه خوانی شركت می كرد و برای مصایب اهل بیت شدیداًَ اشك می ریخت. «فعالیتهای شبانه روزی علمی، او را از توسل در عرض ادب به پیشگاه مقام رسالت و ولایت باز نمی داشت. ایشان موفقیت خویش را مرهون همین توسلات می دانست. و آنچنان به سخنان معصومین احترام می گذاشت كه حتی در برابر روایات مرسل و ضعیف السند هم به احتمال این كه از بیت عصمت صادر شده است. رفتار احتیاط آمیزی داشت و برعكس كوچكترین سوء ادب و كژاندیشی را نسبت به این دودمان پاك و مكتب پرافتخار تشیع قابل چشم پوشی نمی دانست....» «آن گاه كه نام یكی از معصومین (ع) برده می شد اظهار تواضع و ادب در سیمای ایشان مشهود می شد و نسبت به امام زمان (ع) تجلیل خاصی داشته مقام و منزلت آنها و حضرت رسول اكرم (ص) و حضرت صدیقه كبری (ع) را فوق تصور می دانستند. یك نحو خضوع و خشوع واقعی نسبت به آنها داشته و مقام و منزلت آنان را ملكوتی می دانستند.» ب) شرح صدر علامه: یكی از شاگردان ایشان كه مدت سی سال با استاد مأنوس بوده، پیرامون خصوصیات اخلاقی آن عالم فرزانه چنین نوشته است: «علامه انسانی وارسته، مهذب، خوش اخلاق، مهربان، عفیف، متواضع، مخلص، بی هوا و هوس، صبور، بردبار، شیرین و خوش مجلس بود. من در حدود سی سال با استاد حشر و نشر داشتم.... به یاد ندارم كه در طول این مدت حتی یك بار عصبانی شده باشد و بر سر شاگردان داد بزند یا كوچكترین سخن تندی یا توهین آمیزی را بر زبان جاری سازد. خیلی آرام و متین درس می گفت و هیچ گاه داد و فریاد نمی كرد، خیلی زود با افراد انس می گرفت و صمیمی می شد. با هر كس حتی كوچكترین فرد طلاب چنان انس می گرفت كه گویا از دوستان صمیمی اوست ..... گاهی كه به عنوان استاد مورد خطاب قرار می گرفت می فرمود: «این تعبیر را دوست ندارم ما اینجا گرد آمده ایم تا با تعاون و همفكری، حقایق و معارف اسلامی را دریابیم» استاد بزرگوار بسیار مؤدب بود به سخنان دیگران خوب گوش می داد، سخن كسی را قطع نمی كرد و اگر سخن حقی را می شنید تصدیق می كرد، از مباحثات جدلی گریزان بود ولی به سؤالها، بدون خودنمایی پاسخ می داد.» یكی از شخصیتهای ماركسیست با علامه به بحث و گفتگو نشسته بود و سرانجام موحد و مسلمان گردید هنگامی كه یكی از دوستان او پیرامون مناظره و گفتگوی دوست خود با علامه پرسش كرد، وی شخصیت علامه را اینگونه بازگو می كند: «آقای طباطبایی مرا موحد كرد. هشت ساعت ما با هم بحث كردیم. یك كمونیست را الهی و یك ماركسیست را موحد كرد. او حرف توهین آمیز هر كافری را می شنید و نمی رنجید و پرخاش نمی كرد.» ج) آینه اخلاص:استاد جعفر سبحانی روحیات علامه را چنین توصیف می كند: «ما با این كه با ایشان انس بیشتری داشتیم یك بار هم به خاطر نداریم كه مطلبی را به عنوان تظاهر به علم یادآور شود یا سخن را سؤال نشده از پیش خود مطرح كند.» هنگامی كه یكی از علمای حوزه علمیه قم از تفسیر عظیم المیزان در حضور ایشان تعریف می كند، علامه با نیم نگاهی به او می فرماید: «تعریف نكن كه خوشم می آید و ممكن است خلوص و قصد قربتم از بین برود.» و آنگاه كه یكی از اساتید اندیشمند حوزه رساله امامت خود را برای نظریابی خدمت علامه می دهد، ایشان پس از مطالعه می فرماید: «چرا دعای شخصی كردید؟ (بارالها توفیق فهم آیات اللهی را به اینجانب مرحمت بفرما) چرا در كنار سفره الهی دیگران را شركت ندادی.... تا آنجایی كه خودم را شناختم، دعای شخصی در حق خودم نكردم.» د) تعبد و بندگی: استاد فرزانه، مرحوم علامه از مرز مراعات واجبات و مستحبات پا فراتر گذارده و خود را مقید به ترك اولی كرده بود و همیشه ذكر الهی بر لب داشت و هیچگاه از توجه به پروردگار غافل نمی شد. «اخلاق ایشان اخلاق قرآنی بود، گویا اخلاقش «قرآن» بود. هر آیه ای كه خداوند در قرآن نصب العین انسان كامل می داند، ما در حد انسانی كه بتواند مبین و مفسر قرآن باشد، در این مرد بزرگ می یافتیم. مجلس ایشان، مجلس ادب اسلامی و خلق الهی بود و ترك اولی در ایشان كمتر اتفاق می افتاد. نام كسی را به بدی نمی برد. بد كسی را نمی خواست و سعی می كرد خیر و سعادت همگان را مسئلت كند.» طهارت باطن استاد زبانزد خاص و عام بود. بسیاری از شبها را تا صبح به عبادت و بیتوته می پرداخت. در ماه مبارك رمضان فاصله بین غروب آفتاب تا سحر را به تهجد ذكر مشغول بود. ه) اخلاق علامه در منزل: دختر استاد چگونگی برخورد پدر خود را با اطرافیان اینگونه بیان می كند: «اخلاق و رفتار ایشان در منزل «محمدی» بود. هرگز عصبانی نمی شدند و هیچ وقت صدای بلند ایشان را در حرف زدن نشنیدیم. در عین ملایمت، بسیار قاطع و استوار بودند و مقید به نماز اول وقت، بیداری شبهای ماه رمضان، قرائت قرآن با صدای بلند و نظم در كارها بودند. دست رد به سینه كسی نمی زدند و این به سبب عاطفه شدید و رقت قلب بسیار ایشان بود. ..... بسیار كم حرف بودند، پرحرفی را موجب كمی حافظه می دانستند. بسیار ساده صحبت می كردند به طوری كه گاهی آدم گمان می كرد این یك فردی عادی و عامی است..... می گفتند شخصیت را باید خدا بدهد و با چیزهای دنیوی هرگز انسان شخصیت كسب نمی كند.... آرام و صبور با مسائل برخورد می كردند. با این كه وقت زیادی نداشتند ولی طوری برنامه ریزی می كردند كه روزی یك ساعت بعد از ظهرها در كنار اعضای خانواده باشند..... رفتارشان با مادرم بسیار احترام آمیز و دوستانه بود همیشه طوری رفتار می كردند كه گویی مشتاق دیدار مادرم هستند. ما هرگز بگومگو و اختلافی بین آن دو ندیدیم..... آن دو واقعاً مانند دو دوست با هم بودند. در خانه اصلاً مایل نبودند كارهای شخصی شان را دیگری انجام دهد.... ایشان برای بچه ها مخصوصاً دخترها ارزش بسیاری قائل بودند. دخترها را نعمت خدا و تحفه های ارزنده ای می دانستند. همیشه بچه ها را به راستگویی و آرامش دعوت می كردند. دوست داشتند آوای صوت و قرآن در گوش بچه ها باشد. برای همین منظور قرآن را بلند می خواندند و به مؤدب بودن بچه اهمیت می دادند و رفتار پدر و مادر را به بچه ها مؤثر می دانستند. درباره مادرم می فرمود: این زن بود كه مرا به اینجا رساند. او شریك من بوده است و هرچه كتاب نوشته ام نصفش متعلق به این خانم است.» و) شناخت مقتضیات زمان و مكان: «توجه به جهان اطراف» و بررسی «وضعیت حال و آینده» از نشانه های بارز استاد والا مقام، مرحوم علامه طباطبایی است ایشان در سالهای دهه 20 و 30 نقش حساس در هدایت جامعه داشت. با هجوم شبهات دشمنان، سلاح قلم بدست گرفته و كاری كارستان می كرد. فلسفه مادی و افكار غربی را پوچ و بی مقدار جلوه داد و حساسیتهای زمان را به كار گرفت. هدایت فوج فوج جوانان كار كم نظیری بود كه «علامه» یارای آن را داشت و به خوبی از عهده آن برآمد. پس از رحلت آیت الله العظمی بروجردی (ره) «حكومت اسلامی» موضوع درس وی گردید و مقالاتی در این زمینه نگاشت و در آنها توانایی حكومت اسلامی را در اداره جامعه و قدرت ولایت فقیه را اثبات كرد. ز) همراه با امام (ره) همگام با انقلاب: از دیر زمان ارادت و علاقه وافری بین علامه و حضرت امام خمینی (رضوان الله علیهما) به چشم می خورده است. هر دو بزرگوار نسبت به یكدیگر احترام می گذاشتند. رابطه دوستانه آن دو بزرگوار از قدیم برقرار و علامه نسبت به حضرت امام احترام قائل بود. نسبت به انقلاب نظر مساعد داشت و از مسائل سیاسی با اطلاع بود. وی نسبت به اوضاع جامعه بسیار ناراضی و از شاه و رژیم او منزجر بود. یك بار به ایشان گفته شد كه شاه تصمیم گرفته است دكترای فلسفه به شما بدهند. ایشان خیلی ناراحت شدند و اعلام كردند به هیچ وجه تن به قبول چنین چیزی نخواهند داد...... و در پایان از اصرار زیاد ـ رئیس دانشكده الهیات آن زمان ـ گفتند: « من از شاه هیچ ترسی ندارم و حاضر به قبول دكتر نیستم.» ح) جلوه های هنری و ادبی علامه: خط نستعلیق و شكسته علامه از بهترین و شیواترین انواع خط بود. آگاهی استاد از روزهایی كه با برادرش در تبریز در دامنه كوههای اطراف از صبح تا به غروب به نوشتن خط مشغول بودند، یاد می كرد. خط هایی كه تعجب ایشان را بر می انگیخت و یا سخن از زمانی می كردند كه علاقه بسیاری به نقاشی داشتند و تمام پول و وقت خود را صرف خرید كاغذ و نقاشی بر آنها می نمودند. از جمله جلوه های دیگر استاد؛ تجلی ایشان در آینه شعر است. اشعار بسیار ارزشمند و چشمگیری كه توسط علامه سروده شده و سرآمد گردیده است. «مرا تنها برد» و «پیام نسیم» و «هنر عشق» از جمله اشعار گرانسنگی است كه از علامه باقی مانده است. ارجعی الی ربك:..... سرانجام پس از 81 سال و 18 روز عمر با بركت و زندگی پرتلاش، روح پاك و الهی آن حكیم عارف و مفسر وارسته به دیار قدسی و ملكوت رهسپار شد. در 18 محرم 1402 قمری (24 آبان 1360 شمسی) غبار غم و بیرق ماتم در سراسر میهن اسلامی برپا شد و دلهای پاك اندیشمندان و بزرگان عرصه علم و دانش غرق اندوه گردید. حضرت امام خمینی قدس سره ضمن اظهار هم دردی، با برپایی مجلس ختم برای مرحوم علامه این ضایعه اسفناك را تسلیت گفتند. و در پی آن دیگر مراجع و شخصیتهای علمی، مذهبی و اجتماعی چون آیت الله العظمی گلپایگانی (قدس سره)، آیت الله خامنه ای و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در این ماتم جانكاه به سوگ نشسته و مراسم بسیاری برپا كردند. شاگردان و دیگر ارادتمندان چشمه فیاض الهی با سرودن اشعاری پربها، غم اندوه خود را بیان نمودند. و دیگر اقشار مردم یاد و خاطره آن اسوه جاودانه و مرد الهی را گرامی داشتند. رحمت الهی و درجات خداوندی نصیب همیشه او باد. |
| آدرس: http://tarigh.ir/fa/169/__روز_کتاب_و_کتابخوانی_،_روز_بزرگداشت_آیت_الله_طباطبایی1360هجری_شمسی_ |