مصاحبه مرکز فرهنگی دانشجویی امام (ره) و انقلاب اسلامی با حجت الاسلام والمسلمین محتشمي پور (قسمت دوم)

سید علی اکبر محتشمي پور:
امام(ره)
سعي ميکرد تمام مردم را(با هر گرايش و سليقه) زير چتر جمهوري اسلامي قرار دهد.
طريق جاويد: در شرايط فعلي که بعضي سعي دارند شعارهاي مبارزه با اسرائيل و حمايت هاي مردم فلسطين را کم رنگ کنند آيا تأثيري در مبارزه با اسرائيل دارد ؟
فکر نميکنم آن ملتي که وجدان انساني دارداز ظالم دفاع و مظلوم را محکوم بکند. البته يک بخشي از مسائل عکسالعملي است.
به عنوان مثال خانواده را در نظر ميگيريم. اگر در يک خانواده فرزند از جانب پدر يا مادر با کممهري مواجه شود ممكن است نسبت به خانواده اش پرخاشگري كند ولي اگر کسي به دشمني با والدين يا پدر خانواده برآيد او به پشتيباني از آنها ميپردازد.
تمام تلاش ما بايد در اين راستا باشد که همانطور که امام(ره) سعي ميکرد تمام مردم را(با هر گرايش و سليقه) زير چتر جمهوري اسلامي قرار دهد؛ حاكميت جمهوري اسلامي هم همان راه را برود. همين مقدار كه كسي تابعيت ايران را دارد و نظام و قانون اساسي را قبول كرده است بايستي زير چتر حمايتي نظام قرارگيرد ولو اينكه نسبت به عملكرد مسئولان انتقاد داشته باشد. اگر كسي معترض بود نبايد طرد شود، (همانند عملکرد پيامبر اسلام(ص) که به شيوه اي کارآمد از استعدادهاي افراد بهره مي گرفت) که اين روش رهبران الهي است.
رهبران سياسي(احزاب سياسي) هستند که خطکشي ميکنند که هرکس که با ماست خوب است. اگر با مانيست، بر ماست و بايد طرد و بيرون رانده شود بدون هيچ حق و حقوقي.
ولي اسلام و جمهوري اسلامي، خطکشي حزبي نداشته و نبايد داشته باشد. همه در چارچوب نظام،انقلاب واسلام بايد زير اين چتر قرار بگيرند. نه اينکه به خاطر قبول نداشتن نظر سياسي من گفته شود، تو کافري، مشرکي، ملحدي و ... اگر روشها اينگونه اصلاح شود مسائل خارجي هم حل مي شود.
طريق جاويد: عوامل ناکاميهاي ملت فلسطين را در چند دهه اخير در چه چيزي مي بينيد ؟
فتنههايي که درطول تاريخ توسط اشغكالگران و صهيونيستها ايجاد شد از عوامل ناكامي هاست. آنها درميان فلسطينيان افرادي را به عنوان مزدور در خدمت خودشان دارند. (رسماً تابلودار هستند) فرض کنيد امثال آقاي دحلان، رَجّوب(مورد حمايت اسرائيل) و اينها طرفدار سازش با اسرائيل و دادن امتياز به آنها و از اعضاي برجسته حکومت خودگردان هستند.
طبيعتاً همين افراد ايجاد اختلاف ميکنند؛ درهمين جريان دحلان، که مسئول نيروهاي امنيتي محمود عباس در غزه بود، طرح کودتا در غزه را داشت که حماس همان يکي دو سال گذشته متوجه اين طرح شد و خنثي کرد و حماس بر غزه مسلط شد و دحلان مجبور شد که به کرانه غربي برود. اين جريان ايجاد شکاف کرد؛ چراکه اگر دحلان نبود، غزه از کرانه غربي جدا نميشد.
چگونه ميشود که حکومت مربوط به آقاي اسماعيل هنيئه و برخاسته از آراء مردم با بيشترين رأي در فلسطين حاکم باشد؛ آنوقت امنيت به دست آقاي دحلان باشد که از اسرائيل دستور مي گيرد و طرح ترور اسماعيل هنيئه و كودتا را داشته است؟
پس عوامل نفوذ اسرائيل باعث اختلاف و شکاف و درگيري بوده است. من معـتقدم که اين جريانات نفـوذي بايد مورد شناسائي قرار بگيرند و از درون جسم فلسطينيها خارج بشوند يعني؛ آن علاقه مندان به سرنوشت فلسطيني در فتح و سلطه احساس واقعي پيدا کنند و ببينند که مشکلات آنها خود از اين ناحيه نيز هست.
روي اين حساب اگر وحدت در بين آنها ايجاد شود به نفع خودشان است.زیرا همانطور که موجب خروج اسرائيليها از غزه شد، امکان آزادسازي کرانه غربي نيز وجود دارد.
طريق جاويد: معطوف کردن ذهن جهان به سمت يک حادثه و تشديد حملات بر فلسطين را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
ممکن است. (من از اطلاعات گذشته خود استفاده مي کنم)در عراق اسرائيليها در دفاتر برخي از احزاب، عوامل و عناصري را قراردادند که همچنان حضور دارند و تحت عنوان عراقي به آنجا فرستادهاند اکثر فتنه ها که در آنجا انجام ميشود؛ اعم از انفجارات(چه سني در جايي که شيعه است يا برعکس) تحريک کننده اصلي عوامل اسرائيل هستند.
وقتي که در عراق حادثه بزرگي ايجاد ميشود(فرق نمي کند از اين طرف يا از آن طرف)ذهن کشورهاي اسلامي، شيعه و سني نسبت به يکديگر خراب ميشود. اهل سنت برعليه شيعه و شيعه عليه اهل سنت موضع ميگيرد و نتيجه اين مي شود که براي حوادثي که در فلسطين اتفاق ميافتد، هيچ واکنش و احساسي ايجاد نميشود و نسبت به اين مسائل بيتفاوت ميمانند.
در پاکستان يا افغانستان حوادثي که اتفاق ميافتد(بين شيعه و سني)، آنها را نسبت به يکديگر آنقدر جريحهدار ميکند که شيعه مي گويد به من چه ربطي دارد که چه اتفاقي در عراق يا پاکستان يا فلسطين مي افتد.
طريق جاويد: چرا امام(ره) به وحدت جهان اسلام اينقدر تأکيد داشتند؟ و چرا در حضور امام(ره) همبستگي ما با فلسطين در اوج خود قرار داشت؟
چون ايشان کاري کرده بودند که در کشورهاي اسلامي موضوع شيعه و سني مطرح نبود و ايشان در مرتبهاي از عظمت قرار داشتند که وقتي بيانيهاي صادر ميکردند راجع به وحدت در جهان اسلام، همه مي پذيرفتند.
الان بحث اختلافات مذهبي(در کشورهاي اسلامي و عربي) فراوان است و اين باعث تضيعف جهان اسلام شده و خود مشغولي جهان اسلام موجب بيتفاوتي به سرنوشت اولين قبله مسلمانان (قدس) شده است.
طريق جاويد: باتوجه به پيشنهاد جنابعالي مبني بر تأسيس صندوق مهر قدس، به جهت حمايت هاي مالي و اقتصادي از ملت فلسطين توضيحاتي بفرمائيد؟
در آستانه کنفرانس چهارم، من افتتاح « صندوق مهر قدس » را مطرح کردم ولي خوب اقدام بايد ازطرف جايگاهي باشد که ضمانت اجراي بالايي را داشته باشد و طبيعي است که در کشور ما که صندوقهاي متفاوتي وجود دارد (از جمله صندوق جمع اعانات براي كميته امداد، بهزيستي، صندوق ازدواج جوانان، صندوق براي افرادي که مسکن ندارند؛ صندوق مهر رضا(ع) و...) وقتي در اين کشور يک اجلاس بينالمللي منعقد ميشود و در آن بيانيه و قطعنامه اي صادر ميشود که يک مورد آن تأسيس صندوق حمايت از مردم فلسطين و آزادي قدس شريف هست؛ اولين اقدام کننده خود کشور ميزبان بايد باشد. به هرحال يكي از آرمانهاي حضرت امام خميني(ره) وملت ايران آزادي فلسطين وقدس شريف است که و آزادي قدس بستگي به مقاومت ملت فلسطين در برابر اشغالگران صهيونيستي دارد و ازطرفي مقاومت هم بستگي به بقاء قدس ومسجدالاقصي و حرم حضرت ابراهيم «عليه السلام» است اگر اين نهادهاي مقدس ديني منهدم بشود و از دست برود انگيزه هاي جهان اسلام براي مقاومت از بين مي رود طبيعي است كه بقاي مسجد الاقصي بستگي به وجود مسلمانان وفلسطينيان در شهر بيت المقدس دارد كه اسرائيل درصدد بيرون راندن آنان به بهانه هاي مختلف از خانه هاي خود است بايد كاري كرد كه قدس با تمام ابعادش ازجمله حضور وبقاي فلسطينيان دراين شهر پابرجا بماند و بقاء مردم در قدس نياز به ايجاد تمام تأسيسات مدني و خدماتي، آموزشي، درماني و... دارد. براي ماندن مردم در آنجا بايد خانه، مدرسه، بيمارستان داشته باشند تا بمانند. پس بايد حمايت شوند چون اسرائيل غاصب است و دلش براي آنها نسوخته است. اگر ما علاقه اي به بقاي مسجدالاقصي(محل معراج پيامبرمان) داريم بايد کاري کنيم که قدس و مسجدالاقصي باقي بماند؛ لذا « صندوق مهر قدس » که از اسمش پيداست که به آن مهر داريم بايد با حمايت مالي دولت و مساعدتهاي مردم افتتاح شود و بيلان کارها هم به مردم داده شود تا بدانند كمكها دركجا هزينه شده است.
علت اينکه مردم ما گهگاه نميآيند و کمک نميکنند چيست؟ اگر هيأت امنايي که مورد اعتماد مردم است براي اين صندوق معرفي شود، که طرحهايي را بياورند و فرض کنيد اينکه بيمارستان و دانشگاه ميخواهيم آنجا بسازيم. اين هيأت زمين را ميخرند و مکان آن را اعلام ميکنند. مردم هم علاقه مند ميشوند و کمک ميکنند. وقتي بيلان کار نميدهيم مردم نميدانند که پولشان کجا ميرود. ما پيشنهاد داديم تا هم کمکهاي مردمي و هم دولتي جمع آوري شود. اين ميتواند تشويقي باشد براي کشورهاي ديگر که آنها هم صندوق مهر قدس در کشورشان ايجاد کنند.
طريق جاويد: جنابعالي رسالت دانشجويان عصر حاضر، براي دفاع از آرمان هاي انقلاب اسلامي را در چه اموري ضروري مي دانيد؟
فارغ از احساسات و عواطف دانشجويان ما بايد اهل تحقيق و بررسي باشند. اگر او از طريق بررسي و تحقيق و مطالعه به يک جمع بندي برسد محال است که در باورهاي او ترديد حاصل شود. اگر از طريق احساس و بدور از تحقيق و بدون حصول اعتقاد راسخ باشد، خيلي زود تغيير مي کند.
مثلاً: در دانشـگاه دانشـجو در اثر تلقـيناتي که در رسـانه هاي غربي و صهيونيستي وجود دارد مي گويد فلسطيني ها زور مي گويند چون زمينهايشان را فروختهاند و يهودي ها مالک هستند.
اين را چه کسي مطرح کرده؟ يک آقاي يهودي ايراني در راديو اسرائيل(گوينده و تحليل کننده خبر است). او در رسانه هاي اسرائيل و امريكا و... در ماهواره هاي فارسي و غربي صحبت مي کند و توسط او اين مطالب به ايران راه پيدا کرده است. او ميگويد که فلسطينيها زمينهايشان را فروخته بودند و حالا برگشتهاند و ميگويند که زمينها از آن ماست. درحاليکه اين يکي از دروغهاي بزرگ تاريخ است. اسرائيليها يد طولايي در ايجاد و خلق دروغ وبه اصطلاح اسرائيليات دارند و حوادث را کاملا وارونه جلوه مي دهد.
الان در اردوگاههاي آوارگان فلسطين که در سوريه، اردن و لبناناند. وقتي که به خانههايشان وارد ميشويد، ميبينيد که سندهاي(منگوله دار) ملک و زمينهايشان را دارند و به هرکسي که وارد خانه ميشود نشان مي دهند.
در سال 48 ، اسرائيل در هر روستايي که قصد اشغال آن را داشتند، جوانها را رو به ديوار نگه مي داشتند و آنها را ميکشتند و بدينوسيله افراد را تهديد به اين نوع مرگ ميکردند. مردم هم به ناچار کوچ ميکردند و ميرفتند. در شهرها هم به همينترتيب عمل ميکردند.
يک بخشي از آنها در اردوگاهها، بخشي در کشورهاي همسايه، بخشي در غزه در اردوگاه خانيونس. و ... پناه گرفته اند.
عزيزان جوان ما نبايد تحت تأثير اين دروغها قرار بگيرند بلکه بايد تحقيق کنند و اسرائيل بايد با مدرک صحبت کند. من حرفم اين است که اولاً: فلسطيني اينکار را نکرده است(خانه را واگذار نکرده است). ممكن است بصورت خيلي نادر افراد غير فلسطيني كه درآنجا ملكي داشته اند فروخته باشند.
به عنوان مثال: در عراق ايراني ها و تجار عرب خانه خريدهاند. در فلسطين هم از کشورهاي ديگر آمده اند و اصولاً ثروتمندان، ملک خريدهاند ملکي را تهيه ميکردند تا وقتي براي زيارت به آنجا سفر کردند، مکاني را جهت اسکان داشته باشند. (که اين مورد هم درصد ناچيزي را به خود اختصاص ميدهد).
ثانياً: علاوه بر آن عثمانيها در فلسطين (قبل از جنگ جهاني اول) حاکم بودند.
وقتي که عثمانيها رفتند و انگليسيها آمدند، تمام مراتع، جنگها و اراضي وتأسيسات دولتي را به اسرائيل واگذار کردند. وقتي که دولت اسرائيل تشکيل شد، انگليسي ها هم، همه را به آنها واگذار کردند. اين سرزمين مردم فلسطين است که دست دولت عثماني بوده است. دولت، متولي امور عامه مردم بوده است.
70 درصد سرزمين فلسطين که دولتي و ملي بوده و در اختيار دولت عثماني بود، در اختيار اسرائيل قرار گرفته. درحاليکه به يهوديها هيچ ربطي نداشته است.
ثالثاً: به فرض محال که اين زمينها را خود فلسطيني ها واگذار کرده اند. شما خود قضاوت كنيد.
شما يک خانهاي را داشتهايد، يک انگليسي، آلماني يا آمريکايي خانه را درايران از شما ميخرد. چه حادثهاي اتفاق ميافتد؟ آيا او ايراني ميشود و شما مليت خود را ازدست مي دهيد؟ آيا حق رأي خود را از دست مي دهيد؟ قطعاً دولت را شما بايد تعيين کنيد؛ نماينده مجلس را شما بايد انتتخاب كنيد؛ ولو اينکه خانه خود را به يک بيگانه فروخته باشيد.
اگر يک فلسطيني خانه اش را به يک يهودي روسيه اي بفروشد آيا مليتش را عوض کرده است يا نه؟ سرنوشت فلسطين به عهده ملت فلسطين است ولو اينکه (به فرض محال)خانه خود را به يهوديان خارجي فروخته باشد، فلسطين مال مردم فلسطين است.
طريق جاويد: از اينکه اين فرصت را به ما داديد از جنابعالي تقدير و تشکر ميگردد.

